•  

    اختلاس جدید 659 میلیون تومانی در نظام بانكی
    ایسنا: كارمند یكی از بانك‌های شهرستان سیاهكل كه با سوءاستفاده از موقعیت شغلی، دست به اختلاس میلیونی زده بود، دستگیر و روانه زندان شد. سرهنگ كریمی رییس‌‌پلیس آگاهی استان گیلان ضمن تایید این خبر گفت: در پی شكایت نماینده حقوقی یكی از بانك‌های شهرستان سیاهكل مبنی بر اختلاس و سوءاستفاده از موقعیت شغلی یكی از كارمندان ،پرونده در اختیار این پلیس قرار گرفت كه بلافاصله كارآگاهان با همكاری نماینده حقوقی و بازرس بانك وارد عمل شده و تمامی اسناد و مدارك مربوطه را مورد بررسی قرار داده و مشخص شد كارمند بانك در 28 مورد اقدام به برداشت غیرقانونی از حساب مشتریان جمعا به مبلغ 659 میلیون تومان كرده است. كریمی خاطرنشان كرد: پس از تكمیل تحقیقات و جمع‌آوری اسناد و مدارك، متهم به پلیس آگاهی احضار شد و در بازجویی‌ها صراحتا به 28 مورد برداشت غیرمجاز از حساب مشتریان اعتراف كرد و در نهایت با تكمیل پرونده و صدور قرار قانونی متهم روانه زندان شد.

    ادامه مطلب
  •  

     




     



    روزنامه پیروزی 21 شهریور 1390

     


     

  • جواد کاظمی تکلیمی

    اشاره

    شهر منجیل مدت هاست که با مشکلات متعددی در زمینه آب روبه رو است، این در حالی است که این شهر بزرگترین شهر در شهرستان محسوب  می شود و همه ساله خیل عظیمی از مهاجران به این شهر کوچ می کنند. شهری که از لحاظ اقتصادی و جذب گردشگر نمره قابل قبولی را ازآن خود کرده است، اما متاسفانه در موقعیتی قرار دارد که شهروندان این شهر دیگر حاضر به ادامه زندگی در این شهر نیستند و جای تعجب نیست اگر این مشکل همچنان ادامه پیدا کندو این شهر مهاجرپذیز سرانجام به یک شهر مهاجر فرست تبدیل شود. مسئولین شهری و اداره آب و فاضلاب شهر براساس صحبت های مردمی همه ساله وعده وعید های فراوانی در این زمینه داده اند اما نتیجه ای که حاصل نشده هیچ بالعکس وضع آب شهر منجیل بدتر شده است .

    به این بهانه به سراغ جمعی از شهروندان شهر منجیل رفته و پای صحبت ها و دردو دل های آنان در زمینه معضل آب منجیل نشستیم.

    این شهروند منجیلی اینطور برای ما می گویدکه:

    از آب منجیل برای شرب  استفاده نمی کنیم چون شنیدیم وضع چاه هایی که آب از آن سرچشمه می گیرد بسیار خراب است، استفاده ما فقط در زمینه اسحمام است. در ایام معمولی از ساعت 11شب الی 6 صبح قحطی آب داریم، در ماه رمضان هم که آب از ساعت 6 صبح الی 2 بعد از ظهر قطع است، همین آبی را هم که داریم با فشاری بسیار ضعیف همراه است و ما را دچار مشکل می کند.  برای تهیه آب جهت شرب خودمان مجبور هستیم هزینه زیادی را متحمل شویم و با کرایه اتومبیل به هرزویل رفته و آب تهیه کنیم.

    به سراغ فرد دیگری می رویم وی در این رابطه برای ما اینطور گفت:

    این آب اصلا قابل استفاده نیست، ساعت های طولانی قطع می شود، ما اکثزا برای تهیه ی آب به نقا ط دور دستی می رویم. همین آبی هک که استفاده می کنیم دارای آهک فراوان است و شیرآلات ما را خراب می کند. ساعات قطع آب و وصل دوباره آن هماهنگی ندارد و گاهی اتفاق می افتد در طی دو روز آب کاملا قطع است و گاهی در طول روز فقط 2 ساعت آب داریم. ما که در کنار سد منجیل زندگی می کنیم نباید از کمبود آب رنج ببریم. لوله های انتقال آب تماما شکسته است و نیاز به ترمیم یا تعویض دارد ، ما درآمدی نداریم که بخواهیم پول دستگاه تصفیه آب را بدهیم. من شخصا 4 سال است که از رودبار آب می آورم.

    یکی دیگر از همشهریان برای ما اینطور آغاز کرد:

    در ماه رمضان تا ساعت 2  بعدازظهر آب نداریم به ما می گویند برای تعویض لوله ها این کار را انجام داده ایم. این ها هر ساله همین بهانه را دارند، در ماه رمضان به بهانه تعویض لوله آب را قطع می کنند. لوله ها پوسیده است پوسیده است که همین امر موجب تغییر رنگ آب شده است و به رنگ زرد رنگ دیده می شود. اگر یک کودک این آب را بنوشد چه کسی پاسخگوست ؟ آب هرزویل و کلشتر نباید بیخودی اصراف شود، همین آب هرزویل برای منجیل کافی است . آب هرزویل چرا فقط برای کشاورزی استفاده می شود. ما به عینه آب را مشاهده می کنیم همین آب را  برای آزمایش ببرید تا نتیجه را ببینید . وقتی ساعت به 3 ظهر می رسد از آب منجیل گل زرد و لجن می آید.

    به سراغ شخص دیگری می رویم که در جواب به ما گفت:

    ما در 24 ساعت فقط 12 ساعت آب داریم، ما هیچ،  این مسافران چه گناهی کرده اند که باید از این آب استفاده کنند؟ چرا همین آب سد را  با پمب به شهر نمی کشند؟ ما به همین آب بی کیفیت قانع هستیم  فقط این قعطی آب از بین برود. شهر هرزویل از آب زیادی برخوردار است همین آب را می توان با خرج کمی به منجیل انتقال داد.

    یک تانکر بزرگ در هرزویل وجود دارد که از آن می توانند برای آب رسانی استفاده کنند اما این تانکر بی استفاده است و خالی رها شده است . دو چاه در منطقه حسن آباد منجیل حفر کردند که متاسفانه آبی از آن برداشت نشد. در منجیل مهاجر زیاد است و همین مشکل آب را برای ما که اینجا متولد شده ایم فراهم کرده است.

    یکی دیگر از ساکنین منجیل برای ما اینگونه می گوید:

    آب خوردن به کنار حتی این آب برای ما قابل استحمام نیست . تنها شهری که با مشکل آب مواجهه است همین منجیل  است، جون در شهر منجیل مهاجر زیاد است دیگر کسی به فکر آب نیست، مشکل آب از اوایل زلزله بوده تاکنون که گریبان گیر ما شده است. دولت بودجه آب را در اختیار مسئولین شهرستان و شهر قرار داده است اما فرد دلسوز پیدا نمی شود.

    به سراغ دیگر دلسوز شهر منجیل رفتیم که با دیدن ما آه از نهادش خارج شد و برای شروع اینگونه آغاز کرد:

    این مشکل نیاز به گفتن نیست حتی تاسف نمی شود خورد یک شهر به این وسعت نباید مشکل آب داشته باشد، بیش از 8 سال است که ما با این مشکل روبه رو هستیم ، اما هیچ مسئولی به فکر نیست. مردم منجیل مظلوم هستند جون ما اعتراضی نمی کنیم آیا باید بی آبی بکشیم و این بدبختی را تحمل کنیم. مسئولین شایستگی این اداره را ندارند گناه ما چیست؟ آب از نیازهای اولیه زندگی است ما زا از این نیاز اولیه محروم کرده اند . همین سد به این وسعت حل ساز مشکل است  اگر مسئولین بخواهند در حالی که مسئولین توجهی ندارند .

    مردم می گویند آب هرزویل به منجیل آورده شود ولی این در حالی است که آب شهرک حتی برای خود شهرکیان هرزویل کافی نیست و به تازگی شنیدیم که هم زمان می خواهند که دو شهر منجیل و هرزویل آبرسانی شود و سر منشاء آن برگرفته از هرزویل است. مردم شعار نمی خواهند عمل می خواهند وقتی قادر به حل مشکل نیستند کنار بروند. چرا این آب چند سال قطع است؟ مسئولین چه جوابی دارند؟ حتی شده که 3 شبانه روز به ما آب نرسیده است. مردم اعتراض نمی کنند و مسئولین خوابیده اند، در اینجا مسئولین فقط به فکر حفظ سمت هستند.

     

    وارد جمع دوستانه ای می شویم واز آنها می خواهیم از مشکلات آب شرب برای ما بگویند

    ما از جلوی پادگان آب می آوریم. مگر ما انسان نیستیم نباید آب برای خوردن داشته باشیم. مسافران چه تقصیری دارند که باید از این آب استفاده کنند؟ به ما قول رفع مشکل آب را داده اند، آب به حدی آهک دارد که حتی قادر به استحمام نیستیم قبل از زلزله آب از هرزویل به منجیل می آمد. مشکل ما حل نمی شود آب منجیل باید به آب هرزویل متصل شود.

    فاضلاب های شیمیایی وارد آب لوشان می شود،  حتی موجودات مرده در آب دیدیده شده است این آبی که از لوشان می آید به هیچ استفاده ای نمی آید. مریض ها چه گناهی دارند که مجبورند از این آب استفاده کنند؟ ما چند بار شکایت خود را نزد فرماندار و رئیس سازمان آب برده ایم اما کو گوش شنوا؟  مسئولین سازمان آب که در هرزویل سکنی گزیده اند و بدون هر گونه آب بها از آب آن منطقه استفاده می کنند در حالی که ما در اینجا با کمترین مصرف آب بیشترین هزینه ها را پرداخت می کنیم. مشکل آب منجیل دیگر عادت مردم شده است هزاران نفر برای تهیه گزارش آمدندو رفتند، از شبکه باران آمدند اما یا سانسور کردند یا اصلا پخش نکردند. چندین دوره شورای شهر عوض شده هر کدام برای جذب رای بیشتر قول رفع این مشکل را دادند اما همچنان این معضل گریبانگیر مردم منجیل است. چرا مسئولین به فکر نیستند مابرای تهیه غذا باید برویم از هرزویل آب بیاوریم ما تا کی باید پول کرایه آژانس بدهیم پول خرید آب معدنی بدهیم. اگر مشکل بودجه دارند از بودجه شهرداری استفاده کنند چرا که شهرداری بیش از اندازه به فکر زیبا سازی شهر است ما شهر دارای آب خواهیم نه شهری پر از کارگر در حال کندن جاده. ما حتی در خود هرزویل اجازه برداشت آب را نداریم ..

    این یک مشکل همگانی است تمام مسئولین باید همت کنند، دعای مردم پشت سر کسی است که این مشکل بزرگ را حل کند. به مسئولین شهرستان بگویید برای یک بار هم که شده از این آب استفاده کنند تا بفهمند ما چه می کشیم، چرا ما باید مجبور شویم دستگاه تصفیه آب بخریم آن هم چند برابر هزینه واقعی این دستگاه ؟ همین دستگاه ها نیز به دلیل نمک زیاد آب به مشکل برخورده اند چرا ما خودمان در منجیل چشمه های بزرگی مانند چشمه نرگس و حمام بلاغی داشته باشیم اما از بی آبی در عذاب باشیم. حتی به نظر می رسد آب سد نیز آلوده شده است می گویند برخی فاضلاب ها به داخل سد ریخته می شود.

    در آخرین گفتگوی ما به سراغ یکی دیگر از شهروندان منجیلی رفتیم    

    در آب شن زیاد است. اگر از تصفیه استفاده نکنیم غیر قابل شرب است. دارای املاح بسیار فراوانی است به همین دلیل کلر زیادی در آب می ریزند و بسیار مشکل ساز شده است ما حتی برای چای نیز از این آب استفاده نمی کنیم .

    لوله ها انقدر پوسیده است و در هنگامی که آب قطع و دوباره وصل شود آبی به رنگ زرد مایل به نارنجی می بینیم. آب باید از ساعت 8  صبح تا ساعت 2 بعداز ظهر قطع شود در حالی که از ساعت 6 صبح تا ساعت 4 عصر ما قعطی آب داریم ...

     

     

     

     

     

     

     

     

      

  • اسب سرکش گرانی همچنان می تازد...

    مسؤولان همچنان افزایش قیمتها را انکار می کنند و حتی در مواردی همچون حمل و نقل عمومی و یا بلیت هواپیما این افزایش قیمت را بسیار طبیعی و حق مسلم دولت ، رانندگان تاکسی و شرکتهای هواپیمایی می دانند و گاه اساساً با رد و تکذیب هر گونه گرانی، از رشد اقتصادی و درآمدهای مردم خبر می دهند، ادعایی که با اندکی پرسه زدن در کوچه و خیابان، درستی یا نادرستی اش، مشخص می شود.

    به دور از خط مشی خاص ، این روزها اغلب اخبار حوزه اقتصاد و بازار به گرانی ها اختصاص یافته است، گواه این مدعا صفحات اقتصادی و تیترهای روزهای گذشته روزنامه ها و سایت های خبری است: «افزایش 14 درصدی قیمت بلیت هواپیما، گرانی ها، داد اصناف را هم درآورد، فریاد شهروندان برای کرایه ها به جایی نمی رسد، خیز توأمان رکود در تولید و تورم در اقتصاد، ندارد! ، بلبشو در بازار شیر، کارشکنی بنگاه ها در رعایت نرخ اجاره بها.

    آنچه ذکر شد، صرفاً نمونه هایی از گرانی در ماه های اخیر است که البته عمده ترین، برجسته ترین و پر مخاطب ترین کالاها و خدمات را هدف قرار داده است

    در چنین شرایطی مسؤولان همچنان افزایش قیمتها را انکار می کنند و حتی در مواردی همچون حمل و نقل عمومی و یا بلیت هواپیما این افزایش قیمت را بسیار طبیعی و حق مسلم دولت ، رانندگان تاکسی و شرکتهای هواپیمایی می دانند و گاه اساساً با رد و تکذیب هر گونه گرانی، از رشد اقتصادی و درآمدهای مردم خبر می دهند، ادعایی که با اندکی پرسه زدن در کوچه و خیابان، درستی یا نادرستی اش، مشخص می شود.

    استدلال مسؤولان برای طبیعی تلقی کردن افزایش قیمتها در چنین حوزه هایی با لحاظ کردن هدفمندی یارانه ها و آزادسازی قیمت انرژی توأم است، حال آنکه ظاهراً از این نکته مهم غافلند که این روزها، بازار تمام مایحتاج مردم از گوشت قرمز و مرغ گرفته تا خدمات روزمره مورد نیاز آنان در التهابی بی سابقه به سر می برد.

     

    حقوق بگیران در مواجهه با گرانی

    قیمت میوه های تابستانی، حبوبات، انواع محصولات لبنی، انواع برنج ایرانی و وارداتی و مواردی از این دست به طور روزانه در نوسان است، بنابراین فارغ از هر گونه اغراق و یا سیاه نمایی باید به این نکته اشاره کرد که خانوارها با وجود ثابت بودن حقوق و دستمزد با جنگ روانی ناشی از این تلاطم دست به گریبانند و ناگزیرند به کسری بودجه اعتراف کنند.

     

    به نظر می رسد، نکته دیگری که مسؤولان از آن غفلت کرده اند، این است که با هدفمندسازی یارانه ها هم موجبات سؤ استفاده عده ای را فراهم آورده و این در حالی است که قرار بود با آزاد شدن قیمت انرژی، «موج ارزانی» در راه باشد!

          

     

    روستاییان به نسبت وضعیت بهتری دارند

    در چنین فضایی و بنابر آمار اعلام شده از سوی مرکز آمار ایران، روستاییان برای جبران کسری بودجه ناشی از گرانی ها، وضعیت به مراتب امیدوارکننده تری دارند وبه بیان دیگر پرداخت یارانه نقدی می تواند تراز بودجه این خانوارها را مثبت کند.

    بنابه اعلام مرکز آمار ایران، در سال 88 میزان درآمد هر خانوار روستایی به رقمی معادل 5 میلیون و 243 هزار تومان رسیده و در مقابل هزینه این خانوار در پایان همان سال معادل 5 میلیون و 926 هزار تومان بوده که این مسأله بیانگر کسری بودجه 683 هزار تومانی (به طور متوسط) هر خانوار روستایی است.

    به عبارتی دیگر، هر خانوار روستایی ماهیانه 57 هزار تومان کسری بودجه دارد، اما با توجه به یارانه پرداختی در هر ماه ( 45 هزار و 500 تومان) و با توجه به هزینه های سال 88 می توان گفت، یارانه نقدی پرداخت شده به این خانوارها قادر است کسری بودجه را تا 2 برابر پوشش دهد و با توجه به رشد هزینه های خانوار در سال 89 و سال 90 پس از آزادسازی قیمت انرژی، یارانه پرداختی قادر خواهد بود کسری بودجه را کاملاً پوشش دهد. این در حالی است که مرکز آمار ایران رشد هزینه های سال 89 را برای هر خانوار روستایی 2 برابر نرخ تورم محاسبه کرده است.

     

    حکایت خانوارهای شهری

    اما بشنوید از قصه پرغصه خانوارهای شهری که بنابه آمار مرکز آمار ایران از سال 59 تاکنون با کسری بودجه روبه رو بوده است.

    در این بین حتی رئیس مرکز آمار ایران اذعان داشت در سالهای اخیر میزان کسری بودجه خانوارهای شهری شدیدتر شده و به سالیانه 558 هزار تومان رسیده که استان تهران در بین استانهای کشور در این زمینه رکوردشکنی کرده است.برهمین اساس طی سالهای 86 تا 88 بودجه هر خانوار شهری در ایران از ماهی حدود 15 هزار تومان به 46 هزار و 500 تومان افزایش یافته است.

    همچنین بانک مرکزی میزان کسری بودجه هر خانوار شهری را در سال 88 حدود 390 هزار تومان اعلام کرد که این رقم در مقایسه با سال 87 معادل 40 درصد رشد داشته است

    در همین حال باید این پرسش را طرح کرد که شکاف بین درآمدها و هزینه های خانوار ایرانی در سال 90 تا چه حد عمیق خواهد بود؟ و آیا موج فزاینده افزایش قیمتهای کالا و خدمات اجازه خواهد داد خانوارها سال جاری را بدون دغدغه بگذرانند؟ طرح این پرسش در حالی است که هنوز ماه پنجم از سال جاری به اتمام نرسیده و افق پیش روی قیمتها همچنان پر از ابهام است.

     

     

    این موضوع ما را برآن داشت تا گفتگویی با شهروندان در خصوص افزایش قیمت ها و گرانی در جامعه داشته باشیم.

     

    ق.ع

    که پیمانکار ساختمانی است این چنین می گوید:

    در حالی که قیمت ها روبه فزونی است اما کیفیت محصولات یا تغییری نکرده یا کمتر شده است و همین امر باعث شده ما به کالاهای  خارجی روی آوریم که از نظر کیفیت و قیمت مناسب تر هستند، برای مثال اینطور اشاره می کنم که پژو 206 تیپ2 در عین اینکه کیفیت این اتومبیل روبه کاهش است اما قیمت این محصول در حال افزایش بوده  و یا سطح قیمت سیمان در طول 20 روز به افزایشی بی سابقه رسید و از پاکتی 3700 به00 47 هزار تومان  رسیده  و یا آهن آلات از قیمت 780به 900 تومان رسیده. وی در پایان با اشاره به  اینکه این گرانی ها  نشات گرفته از کسانی است که قیمت گذار هستند  و هیچ قشر خاصی  پاسخگوی انتظارات ما نیست تنها انتظارش از رئیس جمهور محترم است که ایشان باید در کارها جدیت و پیگیری را قرار دهد به مصاحبه پایان داد.

     

    فردی که به هیچ عنوان حاضر نبود از وی اسمی به میان بیاید در رابطه با موضوع گرانی هم دل پری داشت برای ما اینگونه می گوید: 

    گرانی در جامعه بیداد می کند، کیفیت نان که پایین آمده و قیمت آن در حال افزایش است، این در حالی است که قیمت نان ده ها سال بود که دست نخورده باقی مانده بود.  وی برای ما دلایل این گرانی ها را پایین بودن فرهنگ یک جامعه و چند شغله بودن اشاره کرد و افزود: در هر جامعه ای باید وجدان کاری مهم باشد اگر وجدان نداشته باشیم روزبه روز وضعیت بدتر می شود. اما راهکارهایی نیز وجود دارد،  دولت باید نظارت مستقیم در کارها داشته باشد،  همین عدم نظارت درست باعث گرانی شده است و همچنین باید نظارت

     جدی بر مراکز اصلی پخش محصولات صورت بگیرد.

     

    سید کیهان رضایی از شهروندان رستم آباد، از وضعیت گرانی ها این چنین سخن می گوید

    چه اتفاقاتی باعث گرانی ها در جامعه می شود؟ آیا مشکلات سیاسی یا غیره... باعث این گرانی ها در جامعه شده است؟

    چرا قیمت طلا نوسانات شدیدی دارد؟  این معضل گرانی که مانند شایعه در جامعه شده است کافی است که ادامه پیدا کند، اگر یک محصول گران شود موج گرانی به را می افتد و گرانی محصولات دیگر را نیز در پی دارد .

    برای مثال به هزینه های مصرفی یک دانش آمو ز می توان اشاره کرد.

    مردم ما حقوقی دریافت می کنند که کفاف زندگی را نمی دهد در عین حال هزینه هایی متحمل می شوند که بسیار زیاد است

    انتظار ما از مسئولین این است که از تجارب کشورهای موفق دیگر در این زمینه ها استفاده کنند.

    تناسب بین شغل ها رعایت نمی شود و بیکاری به وجود می آید که تمام دلایل بر می گردد به گرانی.

    غلامرضا اصغری  از روشندلان روستای چمبل

    گرانی در جامعه روز به روز زیاد می شود از زمانی که قرار شد طرح یارانه ها اجرایی شود گرانی ها آغاز شد، و بعد از اجرای این طرح نرخ اجناس بیش از اندازه گران شد.

    دولت باید در زمینه ی اجرای یارانه ها و سوخت ماشین ها اقدام جدی را اتخاذ کند هر کس هر چه که میخواهد قیمت اجناس را بالا برده و تنها دلیلشان مسئله یارانه هاست. کتمان نی کنیم که در اوایل اجرای طرح نظارت ها  خوب بود اما در طول گذشت زمان فروشندگان به دلخواه قیمت کالاها را گران کردند طوری که اکنون که افزایش قیمت ها به عینه در خانواده ها دیده می شود.

    در مسئله نان نظارت کم است این در حالی است که قیمت نان مساوی شده است با قیمت یک کیلو برنج.

    مسئولین به عنوان افرادی که امور مملکت را در  دست دارند باید نظارت صحیح داشته باشند نباید شعار بدهند و نظم جامعه را مخلل کند،  مسئولین باید روی مسائل کلی فکر کنند و شعار ندهند و عملا نظارت در کارها را با جدیت پیگیری کنند

      هر جا بود تورم فریاد نان بلند است        چون آدم گرسنه ایمان نمی شناسد

      

     

  •    *زیرآب زنی*یک حرکت زشت انسانی در قبال انسان دیگر

    جواد کاظمی تکلیمی

     

    اشاره

    زیر آب  زنی مسئله ای که در جامعه دیروز و امروز ما مشکل ساز شده است و افرادی را خیلی بزرگ و یا کوچک و خوار نشان می دهد. در ابتدا به اصل واژه ی زیر آب زنی در فرهنگ نامه دهخدا اشاره می کنیم :

    زیر آب کسی را زدن، یعنی او را نزد کسی متهم کردن و بدین وسیله دست اورا از عملی و جز آن کوتاه کردن. کسی را از سر کاری برداشتن و از خدمت معاف کردن، یا به شدت بر ضرر و ضد او اقدام کردن و او را بی آنکه بداند از جایی راندن (برکنار کردن).

     

    افراد بی سواد و از تیره ی عوام جماعت، جرات و جسارت آن را ندارند و نیازی هم ندارند که به این کارهای بزرگ دست بزنند. زیرآب زنی فقط در تخصص خواص و نیروهای نور چشمی و خیلی خیلی محرم است. روی زمین بود که شست آدم خبر دار شد، زیرآب زنی یعنی اینکه آدم مقامش را از دست  بدهد و معزول شود. نهضت زیرآب زنی به همین سادگی پا گرفت.  هم اکنون به چند مثال آشکار زیرآب زنی اشاره می کنیم:

     

    زیرآب زنی در گذشته:

     1- زیر آب زنی ابلیس در بهشت

    2- حضرت یعقوب دوازده تا پسر داشت که ده نفر آنان زیرآب زن بودند. هرچه بلا و مصیبت بود به سر یوسف آوردند، سرانجام هم کمر به قتلش بستند.

    3- منافقان برای انتقام از پیامبر(ص) بعد از رحلت ایشان در زمان امیرالمومنین چنان زیرآبی به او و فرزندانش زدند که به جز یکی، همه را به قتل رساندن ویا با زهر مسموم کردند. دوازدهمی را خدا پنهان کرد تا کسی نتواند زیرآبش را بزند، تا روزی بیاید و همه ی زیر آب زنان را به درک واصل کند

     

    زیر آب زنی در معاصر:

    1-    همین امیر کبیر را با زیر آب زنی در حمام فین کاشان به رگ زدند و صدایی هم از جایی بلند نشد

    2-    وقتی زیرآب شیخ فضل الله نوری و نواب صفوی و دیگر مبارزان آزادی  را می زدند، امام راحل ما در قیام پانزدهم خرداد با این زیرآب زنان مقابله کرد، و پرچم انقلاب را برافراشت

     

    این موضوع باعث شد تا گفتگویی با مردم در خصوص زیرآب زنی داشته باشیم .

     

    نصرالله شیردلپور از ساکنین شهر رستم آباد که به شغل  تعمیرات ساعت مشغول است برای ما اینگونه می گوید :

    کلمه ی زیرآب زنی من را به یاد افرادی می اندازد که جایگاه مناسبی  ندارند و روابطشان نامناسب است، کسی که به فکر تخریب طرف مقابل است و سعی در تصرف جایگاه وی دارد.

    وی با اشاره به اینکه: کمبود فرهنگ یکی از عواملی است که باعث این مسئله می شود که فرد برای بدست آوردن جایگاه زیرآب دیگران را بزند،  یا می توان فقر مادی را نیز یکی دیگر ازعوامل دست زدن افراد به این کار نام برد.

    شیردلپوراز تنفر بیش از اندازه ای که نسبت به یک فرد زیرآب زن دارد برای ماگفت ودر پایان برای کاهش زیرآب زنی در جامعه گفت:  باید به فرهنگ سازی و جلب اعتماد پرداخت.

     

    میرزا شافعی کلشتری کارمند بازنشسته

    شافعی با بیان اینکه با شنیدن این کلمه  افرادی به خاطرش می آیند که تفکری شیطانی در سر خود دارند، افرادی که سواستفاده گر هستند و برای شخص مقابل برنامه چینی کرده و زیرآب فرد را می زنند.

    غرض ورزی ویا طبقه شغلی پایین تر را می توان از عواملی نام برد که فرد به این کار دست می زند

    شافعی از عکس العمل خود نسبت به زیرآب زن اشاره کرد و گفت:

    من سعی در راهنمایی و مشاوره دادن به این فرد خواهم کرد همچنین اشاره داشت که فرد زیرآب زن باید خود را به جای طرف مقابل بگذارد که آیا تحمل چنین رفتاری را نسبت به خودش دارد؟ اما باید گفت  که فرد با این کار در پایان به ضرر خود عمل می کند.

    مردم بایستی نسبت به یکدیگر صمیمی و راحت باشند. زمانی که لیاقت طرف مقابل اثبات شده باشد فرد نباید به این کار دست بزند.

     

    تقی جهانی یکی دیگر از شهروندان در اینباره به ما گفت:

    زیرآب زنی کاری است بسیار نادرست و نامناسب که ضعف و قوت دیگران را  زیر سوال می برد.

    کوتاه فکری و حسادت را می توان از عواملی نام برد که فرد به این کار ناشایست روی بیاورد و در مقابل باید در  مشاهده با چنین افرادی با نصیحت کردن او را از آین کار باز  داشت.

     تقی جهانی در پایان گفت:

     که مسئولیت ها باید براساس لیاقت به فرد تعلق گیرد تا دیگر شاهد این کار نادرست نباشیم

     

    به سراغ احسان ا... صابونجی، فرهنگی بازنشسته می رویم

    صابونچی برای ما اینگونه می گوید که با شنیدن کلمه ی زیرآب زنی به یاد افرادی میی افتد که قصد بریدن نان مردم را دارند

     وی اشاره کرد به عواملی که سبب این کار می شود و از آن جمله به جاه طلبی، حسادت و کفران نعمت اشاره کرد و افزود: فردی که به روزی داده شده خود قانع نیست و یا بی توجه است دست به این کار می زند.

    صابونچی زیرآب زنی در مسائل مهم جامعه را بسیار زیاد توصیف کرد و گفت: کشمکش و نزاع ها ی درونی و بیرونی ، خیانت ها و جنایت ها ناشی از همین عوامل است

    واقعا تاسف می خورم زمانی که به چشم می بینم فردی که اشرف مخلوقات است و به جای اینکه به خود واقعی خود برسد غرق در منفعت مادی است و دست به این امر زشت می زند این فرهنگی بازنشسته با بیان اینکه همین امر باعث بروز مشکلات فراوانی برای وی شده است از بازگو کردن آن وقایع برای ما خودداری کرده و راهکارهایی برای کاهش زیرآب زنی در جامعه ارائه داد که از آن جمله می توان به بالا بردن سطح عرفان شیعه به همراه تقوا خلوص نیت که خود به خود تمایل دنیوی را تعدیل می کند. برای مثال به افرادی مانند شیخ بهایی، ملاصدرا، حاج سبزواری، سید حیدر آملی، آیت الله قاضی، آیت الله بهجت و ... اشاره کرد و افزود که ما باید از این افراد الگو بگیریم که با تقرب به خداوند به جایگاهی رفیع دست یافته اند

     

     

    روح ا... رضایی یکی از شهروندان منجیلی

    زیرآب زنی مسئله ای است نسبی. حتی ممکن است این مسئله در زمینه های مثبت نیز به کار رود.

    حسادت و کمبود در هر زمینه ای که فرد در خودش احساس می کند از جمله عوامل این مسئله به حساب می آید،

    وی به میزان تاثیر این مسئله در تصمیم گیری های مهم و  اساسی نیز پرداخت و گفت:

     البته لازم به ذکر است که شاید زیرآب زنی تاثیر مستقیم نداشته باشد اما در افکار فرد تردید ایجاد می کند. در کل می توان گفت یک تاثیر غیر مستقیم در تصمیم گیری های مهم خواهد داشت.

    رضایی ادامه داد:

    این مسئله تاثیر زیادی در روحیه ها دارد چون این مسئله رشد فراوانی در جامعه یافته است و ما توان دخالت در چنین اموری را نداریم، اما راهکارهایی نیز برای مقابله با این مقوله مهم وجود دارد که مهمترین عامل به خانواده و جامعه بستگی  دارد تا بتواند از بروز چنین مشکلاتی جلوگیری کنند.  بیکاری از عوامل دیگر افزایش  زیرآب زنی در جامعه به شمار می رود،  در حالی که شهرستان رودبار بعد از شهر صنعتی رشت بزرگترین شهرک صنعتی را داراست اما همچنان بیکاری بیداد می کند.

     

    حسن رمادان از خیاطان شهر منجیل

    کلمه ی زیرآب زنی ما را به یاد افرادی می اندازد که چوب لای چرخ دیگران می گذارند،  حسود و کم بین هستند و یا در کارهای خود کمبود دارند. قانون باید در این زمینه تصمیم گیری کند اگر با نصیحت کار پیش نرفت باید با قانون جلوی افراد را بگیریم

    رمادان از عکس العمل خود در مقابل زیرآب زن برای ما گفت:

    سعی در متقاعد کردن فرد خواهیم کرد که این کار وی ناشایست است. در پایان اشاره کرد که همین مسئله برای وی نیز مشکل ساز شده است.

     

     

    آرش سعیدیان از دیگر شهروندان منجیل است

    اولین فکری که بعد از شنیدن مسئله زیرآب زنی به یاد من خطور می کند یک حرکت زشت انسانی است که در حق یک انسان دیگر انجام می پذیرد که تنها دلیل آن منفعت شخصی است

     

    سعدیان از میزان تاثیر گذاری این مسئله در تصمیم گیری های مهم این چنین برای ما گفت:

    زیرآب زنی در تصمیم گیری های مهم بسیار تاثیر گذار است و حتی ممکن است تغییراتی در آینده نیز ایجاد کند.

    و این مسئله در محیط کار و ادارات و شرکت های خصوصی بسیار دیده می شود و تنها راه مقابله این است که جزئیات را برای مدیریت و یا افراد خاص توضیح دهیم، گرچه برخورد قاطعی صورت نمی گیرد و حتی مشاهده شده که بعضی از افراد به دنبال شخص زیرآب زن هستند.

    لازم به ذکر است که همین مسئله برای خود ایشان نیز رخ داده است و بسیار برای وی مشکل ساز شده است .

    سعیدیان در کلام پایانی برای ما این چنین گفت: مدیریت باید شناخت خوبی نسبت به پرسنل خود داشته باشد و اگر هم چنین مشکلی پیش آمد باید قبل از تصمیم گیری ، پیگیری و تحقیق به عمل آید.

     

    اصغر صادقی در رابطه با این موضوع اینگونه می گوید

    حسادت و تضادهای شغلی از مهمترین عواملی است که موجبات این عمل زشت را در جامعه ما فراهم کرده است .

    رسانه ها و نشریات با فرهنگ سازی و تبلیغات قادر خواهند بود از این رفتار در بین مردم جلوگیری کنند.

    من با این موضوع به جد مخالفم این خصلت زشت در افرادی دیده می شود که کاملا کم ظرفیت هستند و همین موضوع باعث می شود تا دخالت ما درگیری به وجود بیاورد چون چنین افرادی با هیچ گونه گفتگویی قانع نمی شوند

    مهرداد طالبی نیز در این رابطه اینگونه اشاره می کند:

    افراد زیرآب زن کسانی را شامل می شود که کاملا از خود بی اراده هستند و توان دیدن کسی را که در پستی بالاتر از خود قرار دارد را ندارد  زیر آب زنی در ادارات ، کارخانجات و کلا در جامعه ما بیداد می کند، این جو حاکم باید از بین برود و صمیمیت زیاد شود در این صورت است که دیگر شاهد چنین معضلی نخواهیم بود. در ادامه اینکه من نسبت به این افراد کاملا بی توجه هستم یعنی در حقیقت بی توجهی به این افراد را لازمه کار خود قرار داده ام

                                                                                                                                     خبرنگار شکوفه های زیتون  

     

  • ناگفته های محمد خاکپور پس ار 10 سال سکوت/دولت خواست هیجان فوتبال را کنترل کند،نابودش کرد

    *محمد خاکپور یک شاهد عینی است. چیزهایی را که باید لمس کرده و چیزهایی را که باید دانسته؛ اما سرمایه هر دلی حرف‌هایی است که برای نگفتن دارد. به همین دلیل، قرار نیست محمد خاکپور وقتی در اتاقی کوچک مقابل ما می‌نشیند، همه حرف‌هایش را بگوید. دوست دارد پیش از گفتن جملاتش را صافی بگذراند. او از یک کنترل نامحسوس در فوتبال ایران می‌گوید، جریانی که از شب بازی با استرالیا آغاز شد. او خیلی نرم و ظریف می‌گوید، به دلیل پاره‌ای از اعتراض‌ها، فوتبال کنترل شد. ماحصل گفت‌وگویی بی‌پرده با او، بازیکنی که به قول خودش «از فوتبال ملی خداحافظی داده شد» از جنس حرف‌هایی است که توقع نداریم از زبان او بشنویم. خاکپور که به خاطر کنار گذاشتن پروین برای پرسپولیس بازی نکرد امروز به راحتی می‌گوید: «دیگر او هم آن آدم سابق نیست.»


    *اول با این قضیه شروع کنیم، شما می‌گویید فوتبالی نیستید. می‌شود بیشتر توضیح دهید؟
    بله من خودم را فوتبالی نمی‌دانم زیرا نه تخصصش را دارم و نه سابقه‌اش را. البته منظور من فوتبال امروزمان است. در این فوتبالی که امروزه داریم، خیلی‌ها در آن مشغول به کار هستند که دیگری جایی برای ما نیست.
    *خیلی‌ها می‌گویند محمد خاکپور برای فوتبال ما زیادی مؤدب و مبادی آداب است و همانطور که می‌دانید این قضیه زیاد جایی در فوتبال ما ندارد. نظر خودتان چیست؟
    بحث حجب و حیا و ادب چیز غیرمعقولی نیست. یک مثال واضح برایتان می‌زنم. آقای قطبی وارد فوتبال ما شد و عامیانه‌ترین آداب اجتماعی ما را رعایت کرد. کاری که مربیان دیگر می‌کردند را نکرد. به کسی بد و بیراه نگفت، بعد بازی اگر می‌باخت می‌گفت ما حقمان بود که ببازیم و به تیم مقابل تبریک می‌گفت. منظورم این است که عامیانه‌ترین آداب را رعایت می‌کرد چون بقیه رعایت نمی‌کردند ایشان در فوتبال ما امپراتور شد. این به شخصیت هرکس برمی‌گردد که چطور رفتار کند و با آن رفتار چگونه زندگی کند. از لحاظ کاری در فوتبال ما متر و ملاکی برای پیدا کردن آدم فوتبالی نیست. یعنی بحث تخصص، سابقه و معلومات در فوتبال ما در نظر گرفته نمی‌شود. می‌گویند یک نفر باید باشد که یقه این و آن را بگیرد و فحش و بد و بیراه به بازیکن بگوید تا آنها برایش بازی کنند. اگر این خصوصیات را نداشته باشد پس قطعاً چنین شخصی به درد فوتبال نمی‌خورد. من هم دقیقاً به همین خاطر می‌گویم من فوتبالی نیستم. چون فوتبال امروزه همین را می‌خواهد. من مدت کوتاهی در استیل‌آذین کار کردم و متأسفانه به دلیل اصرارهای آقای پروین اشتباه کردم و وارد فوتبال شدم و در همان مدت کوتاهی که با استیل‌آذین کار کردم، می‌توانید از بقیه اعضای تیم بپرسید که وضعیت کار تیم به چه شکل بود. یعنی خود بچه‌ها اذعان داشتند و می‌گفتند دورانی که من آنجا بودم منظم‌ترین روزهای فوتبال را داشتیم. نه کسی بی‌انضباطی و نه کم‌کاری می‌کرد. اگر کسی برخلاف قوانین تیمی کاری انجام می‌داد با او برخورد می‌شد. حالا برخورد حتماً به این معنا نیست که یقه طرف مقابل را بگیری. کاری که ما در استیل‌آذین کردیم این بود که با اخلاق، بازیکنان را جذب کردیم. خیلی‌ها قبل از اینکه من اداره تیم را به عهده بگیرم کسانی بودند که اسم چند بازیکن را بردند و گفتند اگر می‌خواهید موفق شوید باید این بازیکنان را کنار بگذارید. در صورتی که با همان چهار، پنج نفر رفتاری کردیم که آنها سرشان را هم برای تیم می‌گذاشتند. ما با آنها بدرفتاری نکردیم فقط با رفتاری که با آنها داشتیم، آنها را جذب تیم کردیم.
    *ولی آقای خاکپور! خیلی‌ها معتقدند شما مدافع خشنی بودید. کسی نمی‌توانست به راحتی از شما عبور کند.
    خوب این قضیه باعث نمی‌شود که در بیرون از زمین هم این رفتار خشن را داشته باشم. من چون سالیان سال با بچه‌ها کار می‌کردم، از 9 سال تا 19 سال، همیشه روی یک چیز خیلی تأکید می‌کردم و آن هم این بود که فوتبالیست باید دو شخصیت داشته باشد. شخصیت داخل زمین او باید با شخصیت خارج از زمینش متفاوت باشد. در زمین بازیکن باید میل به بردن داشته باشد. اصلاً دوست نداشته باشی ببازی ولی بیرون از زمین باید آداب را رعایت کنی. ما درس زندگی هم می‌دادیم. فقط فوتبال نبود. اگر دو تا چیز هم به آنها یاد می‌دادیم خوشحال بودیم. خدا شاهد است روزی که داشتم از آنجا بیرون می‌آمدم، پدر و مادرها جمع شده بودند و جلسه‌ای داشتیم. همه هم آمریکایی بودند به غیر از پسر خودم. همه گریه می‌کردند چون من در کالیفرنیا زندگی می‌کردم و همه هم جزو قشر مرفه جامعه بودند و دنبال ورزش حرفه‌ای هم نبودند ولی می‌گفتند از آن موقعی که شما با بچه‌های ما کار می‌کنید مسئولیت‌پذیری خیلی بالایی پیدا کردند. نوع رفتارشان فرق کرده است. این برای ما مهمتر است تا اینکه در زمین چگونه بازی می‌کنند. به خاطر همین می‌گویم که در زمین یک فضای دیگر است و در بیرون هم همین‌طور.
    *همه تقریباً روی این قضیه که آقای خاکپور انسان مؤدبی است و همچنین دانش فنی فوتبال را دارد و کلاس‌های مربیگری را هم گذرانده است هم‌نظر هستند ولی وقتی شما وارد این دنیای حرفه‌ای فوتبال نمی‌شوید شاید یک چیزهایی این وسط کم است که همان موضوع به قول شما فوتبالی نبودن خودتان است. اینطور نیست؟
    من احتیاجی به فوتبال ندارم. به خاطر همین هم دنبال فوتبال نمی‌روم. یک موقعی آدم‌هایی می‌آیند که به این فوتبال احتیاج دارند و برحسب همین احتیاج مجبورند خیلی کارها بکنند. یک عده دوست دارند به شهرت و پول و مطرح شدن فوتبال برسند. من به این‌ها احتیاجی ندارم. حتی همان موقع هم که فوتبال بازی می‌کردم زیاد دوست نداشتم به اصطلاح تو چشم باشم. من آن‌طوری که در خانواده‌ام بزرگ شدم همه جا همان‌طوری هستم چون نهایت کار مهم است.
    *بالاخره جاه‌طلبی فوتبال هم مهم است، نیست؟
    فرق می‌کند. من علاقه‌ای ندارم که آدم بزرگی در فوتبال بشوم. این را خیلی از دوستان من که اغلب هم فوتبالی نیستند می‌دانند. مردم بعضی وقت‌ها می‌گویند در خیابان به من که شما آقای خاکپور هستید؟ من می‌گویم نه. من فوتبال را به خاطر خود فوتبال دوست دارم. اگر هم رفتم آمریکا و دوره دیدم و کلاس رفتم به خاطر خود فوتبال بود. اگر هم می‌بینید در این چند سال که به ایران برگشته‌ام کار نکرده‌ام به این دلیل است که در فوتبال امروز ما کسی به فکر فوتبال نیست.
    *اگر شما الان مدیرعامل یک تیم فوتبال بودید به کسی مثل خودتان سمت مربیگری می‌دادید؟
    اصلاً علاقه‌ای ندارم که در آن وادی کار کنم اما به کسی مثل خودم با دانش فنی تیم می‌دادم و شرایط را برایش آماده می‌کردم. یک موقع یک مدیرعامل می‌خواهد که به من نوعی تیمی را بدهد ولی ابزاری را که به من می‌دهد ابزار خوبی نیست. من آن ابزارها را به مربی‌ام می‌دادم و به همه نشان می‌دادم که می‌شود این‌طوری هم کار کرد. اینکه می‌گویم دوست ندارم در فوتبال حال حاضر کار کنم به این دلیل است که کسی به فکر فوتبال ما نیست. الان چهار هفته از شروع کار ما گذشته، می‌بینم که هیچ‌کس در مورد فوتبال حرف نمی‌زند؛ همه دارند تسویه‌حساب‌های شخصی می‌کنند و اصل فوتبال از بین رفته است و به خاطر همین است که در 10 سال گذشته فوتبال ما سیر نزولی طی کرده است. اگر دقت کنیم متوجه می‌شویم که فوتبال ما رشد چندانی نداشته است. کیفیتی ندارد و این دلیلش این است که به جای اینکه به خود فوتبال بپردازیم -که خیلی هم ساده است- به حواشی پرداخته‌ایم زیرا اگر کسی باشد که دلسوز فوتبال ما باشد می‌تواند کارهای مهمی بکند ولی متأسفانه کسانی هستند که تخصصش را ندارند و بیشتر دنبال مسائل دیگری هستند.
    *شما اگر بخواهید روند فوتبال کشور را از همان جام جهانی 1998 تا الان بررسی کنید چه می‌گویید؟ آن تیم چه تغییراتی کرده و آینده‌اش را چگونه می‌بینید؟
    احساسم این است که در همان سال‌های 98 یک اتفاقاتی در فوتبال و کشور افتاد که تصمیم گرفته شد فوتبال کنترل شود و از آن مسیری که حرکت می‌کرد مسیرش را تغییر داد. روزی که ما از استرالیا بردیم، تمام مردم کشور در همه جای دنیا آمدند بیرون و یک احساس ملی داشتند و هیچ‌کس نمی‌تواند این را انکار بکند ولی بعد از آن جریان این بیرون آمدن‌ها بهانه‌ای شد برای عده‌ای که بیایند بیرون و اعتراض کنند. این شد که یک‌سری تصمیماتی گرفته شد از سوی مسئولان که این را کنترل کنند و مسیر فوتبال را عوض کردند که آن احساس را برای مردم به وجود نیاورند. ما بعد از اینکه آمریکا را بردیم صحبت‌ها مبنی بر این بود در بین مسئولان که ما کارمان تمام شده و بردیم. به همین دلیل شرایط تغییر کرد. ما در سه شهر متفاوت سه بازی را انجام دادیم. ما با یوگسلاوی بازی کردیم و بعد از آن بازی می‌شد که برنامه‌ریزی کرد برای بازی بعدی و استراحت کنیم و بعد برگردیم، ولی برنامه‌ریزی به این صورت بود که شب تمرین کردن فردایش ما را برگرداندند به کمپ، بعد هم گفتند که چمدانهایتان را جمع کنید که اگر رفتیم آنجا باختیم برگردیم ایران. حالا شما فکر کنید درست در حساس‌ترین موقعیتی که تیم‌ملی یک کشور قرار می‌گیرد، بچه‌ها ساعت سه صبح چمدان‌بازی می‌کنند و بعد با اتوبوس رفتیم به آن شهرک و یک جلسه باید تمرین بکنیم و بعد هم برویم بازی کنیم. همه عکس یادگاری می‌گرفتند و انگار همه چیز تمام شده بود. من هم خیلی عصبانی شدم. بعد مربی تیم هم آمد و گفت، ما با تیمی بازی می‌کنیم که سه دوره قهرمان جهان بوده و اگر هم ببازیم هیچ اتفاق خاصی نمی‌افتد. من این را امروز می‌گویم چون کلاس مربیگری رفتم و می‌فهمم که چطور می‌شود یک تیم را برد برای جنگ و چطور یک تیم را می‌شود به جایی رساند که ساکش را بردارد برود خانه. من بعد از چند سال با کلینزمن همسایه شدم و خیلی با هم حرف می‌زدیم. او می‌گفت ما در آن جام جهانی خیلی تحت فشار مطبوعات کشورمان بودیم. یورگن گذشته از مسائل فوتبالی، انسان وارسته‌ای است. خیلی افتاده و خاکی است و از هر مسلمانی شاید مسلمان‌تر.
    *شما فکر نمی‌کنید برکنار کردن ایویچ جزو همان پروسه برنامه‌ریزی برای تیم‌ملی بود؟
    شاید. من زبان انگلیسی می‌دانستم و با من بیشتر در ارتباط بود. او می‌گفت من تیم اصلی‌ام را می‌شناسم. یک چیزی که در کشور شما هست این است که شما بازی تدارکاتی برگزار می‌کنید که ببرید. بازی تدارکاتی برای این است که ضعف‌ها را پیدا کنید. من بازیکنانم را می‌شناسم. در بازی با رم خیلی تغییرات در تیم داده بود. من دفاع چپ بودم و رضا شاهرودی دفاع راست. تغییرات خیلی زیادی در تیم داده بود تا یک‌سری کارها را انجام بدهد. آن روز، روز خیلی بد نکیسا بود. توتی از روی خط کرنر زد توی گل. ما هماهنگ کرده بودیم که در خود کمپ اینترمیلان بودیم و بازی‌ها هم از قبل پیش‌بینی شده بود. در حقیقت مسئولان آن موقع ورزش دوست نداشتند که مربی خارجی روی نیمکت باشد. این‌طوری شد که جلال طالبی را برگزیدند.
    *اگر ایویچ می‌ماند چه تغییری در تیم به وجود می‌آمد؟
    قطعاً و بدون شک به دور دوم می‌رفتیم. ما بازی با یوگسلاوی بهترین بازی را داشتیم. آن موقع ایویچ بود و همه را آنالیز کرده بودیم. بعد از اینکه برکنار شد هم تیم را دوست داشت و تیم را تشویق می‌کرد.
    *بعد از انقلاب بهترین مربی تیم‌ملی را کدام می‌دانید؟
    به نظر من همین آقای ایویچ بهترین مربی تیم‌ملی بعد از انقلاب بود چون من خیلی چیزها از او یاد گرفتم. بسیار آدم باهوشی بود. یک روز در هتل لاله با ایشان نشسته بودیم و داشتیم صحبت می‌کردیم. ایشان از تاریخ ایران به قدری با دقت صحبت می‌کرد که من حتی نمی‌دانستم. خیلی بامعلومات و مستند بود. می‌گفت اگر می‌خواهی کشوری کار کنی باید فرهنگشان را بدانی. باید مطالعه کنی و بروی. از لحاظ فنی هم به قدری دقیق بود که می‌گفت کدام بازیکن سمت راست کدام بازیکن باشد. در بازی با یوگسلاوی هم نکیسا بد عمل کرد.
    *وقتی آقای ایویچ رفت موضع شما نسبت به آقای طالبی چه بود؟
    موضعی گرفته نشد. آقای طالبی از پیشکسوتان ماست ولی آن اعتقاد و علاقه‌ای که به آقای ایویچ بود به ایشان نبود. موضعی گرفته نمی‌شد.
    *انتقادها هم شروع شد. مثل آقای خداداد و احمدرضا. نبود؟
    خب شخصیت‌ها با هم فرق می‌کند. بالاخره یک‌سری حرف هم وجود داشت.
    *خیلی‌ها می‌گفتند در آن زمان آقای ذوالفقارنسب که روی نیمکت بود داعیه مربیگری داشته است. این‌طور بود؟
    از یک جهت بله، زیرا از همان اول که آقای ایویچ کارش را شروع کرد آقای ذوالفقارنسب کنارش بود و در تمام تمرینات بود. آقای طالبی بعد به تیم وارد شدند به عنوان مدیر فنی. من دقیقاً یادم است که آقای ایویچ خیلی عصبانی شد از این انتصاب. ایویچ می‌دانست که چه اتفاقاتی دارد می‌افتد. ما در حقیقت در حق آقای ایویچ خیلی جفا کردیم. خودش هم می‌گفت من به خیلی از مدارج رسیدم ولی تنها چیزی که تجربه نکرده بودم این بود که از روی نیمکت یک تیم را اداره کنم. می‌گفت با تیم شما دارم به این مقام می‌رسم. به تیم ما اعتقاد داشت. می‌گفت ما با این تیم پدیده می‌شویم.
    *اگر ما با آقای ایویچ می‌رفتیم جام جهانی الان فوتبال ما کجا بود؟
    نمی‌دانم چون ما بعد از جام جهانی 98 مسیر فوتبالمان تغییر کرد. از لحاظ فنی اگر تیممان مطرح می‌شد شاید الان پایین‌تر هم بودیم. شاید یک سری اتفاقات بدتر می‌افتاد.
    *فکر نمی‌کنید جلال طالبی از لحاظ مربیگری خیلی شبیه شماست. او هم خیلی محجوب است.
    من در کارم خیلی جدی و سختگیرم. نه تعارف دارم و نه محجوب هستم. شما داد زدن مرا ندیدید. آنهایی که با من کار کرده‌اند می‌دانند.
    * مردم در آن دوره که شما فوتبال بازی می‌کردید خیلی فوتبال را دوست داشتند. پیراهن تیم‌ملی ارزش شده بود. چه چیزی باعث رشد و شکوفایی شما در آن تیم شد؟
    خیلی عوامل دخیل بود و مهمترینش این بود که در آن موقع کسی به خودش فکر نمی‌کرد. همه به فوتبال فکر می‌کردند. کسی که می‌خواست پیراهن تیم‌ملی را بپوشد زحمت می‌کشید که به آن جایگاه برسد. شایسته‌سالاری بود و وقتی هم که به تیم‌ملی می‌رسیدند با تمام وجود درک می‌کردند. مردم ما می‌فهمیدند که بازیکنان آیا با تمام وجود هستند یا نه؟ امروز در فوتبال ما قداست تیم‌ملی از بین رفته است. آن هم نه به دلیل بازیکنان بلکه به دلیل سیستم حاکم بر فوتبال ما. اگر یک روز یک بازیکن به دلایل شخصی از تیم‌ملی قهر می‌کند بعد از 3 ماه دوباره دعوت می‌شود.
    *یعنی اگر کسی از تیم‌ملی به دلایلی می‌رود به این دلیل است که دیگر نمی‌خواهد برای تیم‌ملی بازی کند؟
    من می‌خواهم بگویم که اگر محمد خاکپور می‌گوید من نمی‌خواهم بازی کنم به دلایلی به غیر از شخصی باشد. مردم این مملکت برای ما سرمایه‌گذاری کرده‌اند. الان در فوتبال ما متأسفانه باب شده است که بازیکنان فکر می‌کنند مردم مدیون آنها هستند در حالی‌که این ما هستیم که مدیون مردمیم. مادربزرگی که نمی‌داند اصلاً فوتبال چیست برای من سرمایه‌گذاری کرده است. اگر تمام امکانات برای من فراهم می‌شود تمام مملکت برایم سرمایه‌گذاری کرده‌اند ولی الان بازیکنان فکر می‌کنند مردم به آنها مدیون هستند. نوع رفتارها و برخوردها با مردم یک‌طور دیگر باید باشد.
    *شما فکر می‌کنید با محمد مایلی‌کهن به جام جهانی می‌رفتیم؟


    بله می‌رفتیم. ما با 12 امتیاز رفتیم جام جهانی که دو امتیاز آن را از بازی با استرالیا گرفتیم. به ژاپن هم باختیم. آقای مایلی‌کهن 10 امتیاز قبلی را گرفته بود که بعد از آن هم او را کنار گذاشتیم.
    *ولی انگار همان موقع هم دل خیلی‌ها با مایلی‌کهن نبود.
    خیلی شایعه‌ها به وجود آمده بودولی نمی‌توانم دقیقاً بگویم که چه اتفاقاتی افتاده بود ولی اعتقاد خود من همیشه این بوده که با هر مربی‌ای که کار کردم یا اصلاً کار نمی‌کنم یا اگر قبول کنم که کار کنم با تمام وجود کار می‌کنم. در آن دوره هم بالاخره خیلی فرق می‌کرد که به عنوان یک بازیکن کار کنی یا مربی باشی. ما آن موقع بازیکن بودیم ولی بیرون از زمین یک‌سری قضایایی داشت اتفاق می‌افتاد که آقای مایلی‌کهن را کنار گذاشتند. بعد همین اتفاق برای آقای مصطفوی افتاد و ایشان هم کنار گذاشته شد. وی‌یرا را برای تیم امید گذاشتند. وقتی آقای مایلی‌کهن را کنار گذاشتند هیچ مربی ایرانی هدایت تیم را قبول نمی‌کرد، دیدند بهترین گزینه‌ای که می‌توانند برای تیم‌ملی بگذارند آقای وی‌یرا بود که توقع خاصی هم نداشت. از لحاظ فنی ما با ایشان زیاد کار نکردیم ولی از لحاظ روانی واقعاً عالی بود. روانشناس بود. در بین دو نیمه بازی با استرالیا هم به ما گفت هرکاری دوست دارید بکنید چون من دیگر نمی‌توانم کاری انجام بدهم و کار ایشان هم جواب داد چون به ما اعتقاد داشت. تمام بازی دست استرالیا بود و وقتی آن اتفاق از سوی تماشاگر استرالیایی افتاد برای ما یک ریکاوری اتفاق افتاد و آنها هم تقریباً بازی را تمام‌شده می‌دانستند. آن بازی واقعاً معجزه بود. خدا خیلی کمک کرد. عابدزاده روز خیلی خوبی داشت.
    *شما در تیم‌ملی با دفاع‌های مختلفی کار می‌کردید ولی آقای استاداسدی را خیلی دوست داشتید. این‌طوری بود؟
    استاداسدی پسر بسیار ساده و خوبی بود و از لحاظ فنی هم بازیکن خوبی بود. استاداسدی بمب خنده بود. در هر جمعی که بود مجلس را گرم می‌کرد.
    *یک‌سری از هم‌دوره‌های‌های شما خیلی بد مهره سوخته شدند مثل ابراهیم تهامی و... یاد آنها که می‌افتید چه احساسی به شما دست می‌دهد؟
    نباید قربانی می‌شدند. باید واقع‌بین باشیم. یک بخش آن خودشان مقصرند و یک بخش آن مربوط به سیستم حاکم بر فوتبال ماست. روی ما خیلی سرمایه‌گذاری شد که به اینجا رسیدیم. پس چرا سیستم فوتبال کشور ما از این سرمایه‌گذاری‌ای که کرده است استفاده نمی‌کند و می‌گذارد نیروها سوخت شوند؟ ما می‌آییم سرمایه‌گذاری می‌کنیم و یکی می‌شود خداداد عزیزی و یکی می‌شود حمید استیلی. بعد باید از این‌ها استفاده درست بکنیم نه اینکه استفاده ابزاری از آنها بکنیم. ما در خیلی از مقاطع فوتبالی‌مان از ستاره‌های بزرگ فوتبالمان استفاده ابزاری کردیم و وقتی آن مقاطع را رد کردیم، آن مهره هم سوخت شد. پس به نظر می‌آید که سیستم، سیستم غلطی است. به عنوان مثال من هر روز می‌روم آکادمی المپیک ورزش می‌کنم. گاهی هم آقای کفاشیان را آنجا می‌بینم ولی ما وقتی همدیگر را می‌بینیم سلام می‌کنیم به همدیگر و تمام. وجه مشترک من و آقای کفاشیان چیست؟ فوتبال. من 12 سال برای تیم بزرگسالان فوتبال بازی کردم و به کاپیتانی این تیم رسیدم، ولی هیچ موقع آقای کفاشیان به عنوان متولی فوتبال این مملکت وقتی من را می‌بیند نمی‌پرسد که شما چه‌کار می‌کنید؟ از فوتبال چه خبر؟!
    *از حمید استیلی به عنوان یک دوست بگویید.
    من و حمید از کودکی با هم بزرگ شدیم. به یک مدرسه رفتیم، خیلی به هم نزدیک بودیم. تیم‌هایی که شروع کردیم همیشه یکی بود. همیشه دوست بوده‌ایم و هستیم. منتها زندگی آدم‌ها رده‌های مختلف دارد چون من و حمید بچه محل بودیم و همیشه تیم‌هایمان یکی بود و همیشه با هم بودیم، این لقب دوقلو به ما داده شد ولی شخصیت ما دو تا خیلی با هم متفاوت است. هر کدام به زندگی‌مان یک طوری زندگی می‌کنیم. شکل زندگی حمید یک شکل دیگر است. وقتی ما بزرگتر شدیم و وارد زندگی شدیم مسیرمان تغییر کرد. من انسان بسیار خانواده‌دوست و درون‌گرایی هستم. البته ایشان هم همین‌طور هستند ولی ایشان انسان بجوش‌تری هستند. من به خارج از کشور رفتم و همه چیز تغییر کرد ولی هیچ وقت دلخوری بین ما نبود. ما همیشه با هم در تماس هستیم.
    *در آغاز فصل، شما یک رقیب برای حمید استیلی به شمار می‌آمدید؟
    نه اینطور نیست. آقای مایلی‌کهن با من صحبت کرد که با حمید تیم را بگیرید ولی من گفتم علاقه‌ای که درگیر فوتبال بشوم ندارم.
    *فکر می‌کنید الان چرا حمید استیلی ریسک می‌کند؟
    الان اگر در پرسپولیس مشکل است به خاطر این است که مردم احساس می‌کنند در این جریان بازی خوردند. من فکر می‌کنم خیلی بهتر بود از ابتدا حمید به عنوان یک رقیب می‌آمد و می‌گفت من می‌خواهم این تیم را بگیرم. در دنیا هم همین‌طور است. یک مدیرعامل حق دارد که مربی را انتخاب کند و یک مربی هم حق دارد تلاش کند تا به یک تیمی برسد ولی اینکه من بگویم تا حالا هیچ‌کس با من حرف نزده ولی بعد آن یک‌سری اتفاقات دیگر بیفتد، درست نیست. من در سال 2005 مدت کوتاهی برای تیم فولاد کار کردم و طبق یک بازی تدارکاتی با پرسپولیس، حمید تیم را جمع کرده و باریکنان تیم در کش و قوس این بودند که چه کسی را آوردند. من در زمین به حمیدخان گفتم برو به آقای انصاری بگو تیم را به تو بدهند چون تو توانایی آن را داری ولی بعد ایشان گفتند که نه کسی با من کسی حرف نزده و علی دایی این‌طوری کنار گذاشته شد. امیدوارم که بتواند این بحران را پشت سر بگذارد ولی خیلی سخت است. الان در پرسپولسی بحث، بحث فنی نیست. این تیم در یک جاهایی خوب نیست. در خط حمله همه یک طور فوتبال می‌کنند.

    *کمی سؤالات حاشیه‌ای بپرسیم. درآن سالی که آقای پروین از پرسپولیس رفتند، شما و آقای استیلی حاضر نشدید برای پرسپولیس بازی کنید. در مورد آن روزها بیشتر توضیح می‌دهید؟
    اعتقاد شخصی من این بود که آقای پروین برای فوتبال مملکت ما زحمت کشیده و تبدیل به سوژه شده و این نحوه کنار گذاشتنش درست نیست. آقای پروین را بعد از سال 1994 و بازی‌های قطر کنار گذاشتند و گفتند نباید مصاحبه کند و عکس بگیرد. اگر تیم پرسپولیس الان دارد بازی می‌کند عده‌ای هستند که فردا برایش خوشحال می‌شوند و یا ناراحت می‌شوند. یعنی تأثیر خیلی زیادی در زندگی‌شان دارد. حالا اگر این عرصه پاک ورزشی دستخوش بازی سیاست شود، خوب نیست. در بحث آقای پروین که آدم سیاسی نبود، برای فوتبال ما هم خیلی زحمت کشیده بود و اینکه چنین کسی را کنار بگذاریم، درست نیست. سیستم حاکم بر ورزش آن سال چنین تصمیمی گرفت. ما را حتی بازخواست کردند و من هم گفتم من کاره‌ای نیستم که همراه با پروین کنار بکشم ولی درست نیست که یک آدم ورزشی به چنین صورتی کنار گذاشته شود و به همین دلیل هم بازی نمی‌کنم. آقای استیلی هم بازی نکردند.
    *همچنین بعد از اینکه آقای فیروز کریمی و بعد از آن آقای فرهاد کاظمی برای هدایت تیم آمدند، شایعه شده بود که عده‌ای از بازیکنان برای نشاندن آقای فیروز کریمی بر سر پست مربیگری نقش داشتند. می‌گفتند شما هم به دلیل دوستی با کاظمی، نقشی در این میان بازی کردید.
    نه چنین چیزی نبود. بازیکنان نقشی نداشتند. آن سال‌ها آقای کریمی کار را شروع کردند و تیم خیلی خوبی هم شد و تاکتیکی‌ترین تیم فوتبال ایران بود. شرایط خوبی داشت و بعد خود آقای کریمی با آقایان مداح مشکلاتی پیدا کردند و کنار رفتند و آقای کاظمی را آوردند. ما فیروز را دوست داشتیم. ایشان آدم بسیار فنی و اخلاقی بود. در سال 1367 که برای خدمت سربازی به تیم پاس رفتم، آقافیروز بک چپ تیم بازی می‌کرد، از بازی سوم مربی شد و کار مربیگری را شروع کرد. همیشه شوخ بود.
    *رابطه شما با علی کریمی چطور است؟ شما او را از استیل‌آذین اخراج کردید. درست است؟
    من دو بازی گذشته علی کریمی را که دیدم، خصوصاً در بازی با شهرداری خیلی خوب بازی کرد. درست است نقش بسیار مهمی در پرسپولیس دارد. در هر تیمی یک بازیکن این‌طوری لازم است ولی مهم این است که از چنین بازیکنی در کجای تیم استفاده کنیم. فرهاد مجیدی در استقلال الان در جایی دارد از او استفاده می‌شود که جای نتیجه آخر باشد. علی کریمی الان دارد در جایی استفاده می‌شود که باید در نیمه خودش توپ را بگیرد دوباره پاس بدهد، پاس بگیرد و برسد سر 18 قدم. بنابراین آن انرژی لازم را ندارد. یک ایرادی که در بازی شهرداری- پرسپولیس داشت، از چهار هافبک وسط استفاده می‌کرد: نوری، زارع، کریمی و بادامکی. تخصص هر چهارتای این‌ها وسط است.
    *فکر می‌کنید افق فوتبال کشورمان با کروش چگونه است؟
    من فکر نمی‌کنم ایشان بتواند کار خاصی برای فوتبال ما بکند. کروش به عنوان سرمربی تیم‌ملی ما یک عده بازیکن را می‌تواند از لیگ انتخاب کند و در یک مقطع کوتاه با آنها کار کند و به مسابقات ببرد. غیر از این کار دیگری نمی‌تواند بکند و این هیچ کمکی به فوتبال کشور ما نمی‌کند. در خوشبینانه‌ترین حالت فوتبال کشور، می‌شویم فوتبال سال 1998. چند نتیجه خوب می‌گیرد و پشتوانه‌ای ندارد. من معتقدم که اولاً در سیستم حاکم بر فوتبال کشور ما تغییر و تحول زیادی انجام شود و از متخصصین این امر استفاده شود. امروزه در فوتبال دنیا اگر از 100درصد بخواهیم نگاه کنیم 20درصد آنها فوتبالی هستند و 80درصد دیگر در مدیریت و تخصص فوتبال مشغول هستند که می‌توانند تیم‌های بزرگ را هدایت کنند ولی همان 20درصد فوتبالی باید کار فوتبال را انجام دهند و 80درصد بیرونی باید تخصص فوتبال را داشته باشند. یک بخشی از فوتبال بخش فنی است و 80درصد صنعت است. اگر آن 80درصد قوی باشد آن 20درصد پیشرفت می‌کند. باید آدم‌های تخصصی باشند که روی فوتبال کار کنند تا فوتبال ما را حرفه‌ای کنند. ما الان 10 سال است لیگ برتر داریم. در این 10 سال کدام یک از تیم‌های ما یک استادیوم تخصصی دارند؟
    *الان حاضرید یک سال به خاطر آقای پروین بیرون از فوتبال بمانید؟
    الان شرایط فرق می‌کند. آقای پروین هم دیگر آن آقای پروین سابق نیست.
    *گفتید آقای پروین نسبت به گذشته تغییر کرده است. چه تغییری منظورتان است؟
    من آقای پروین را شاید 13 سال بود ندیده بودم. زمانی که ایشان دنبال من فرستاد برای کار در استیل‌آذین، بعد 13، 14 سال ایشان را دیدم. من از آنجایی که هیچ علاقه‌ای نداشتم وارد فوتبال شوم از ایشان معذرت‌خواهی کردم و رفتم و آخر ایشان به من گفتند که شما شاگرد من بودی و بیا و کار کن و من هم پشتتان هستم و من هم قبول کردم ولی در عمل هیچ حمایتی از ایشان ندیدم. بحث‌هایی در هیأت مدیره بود که ایشان کمک چندانی به من نکردند.
    *به خاطر آقای مایلی‌کهن چطور؟
     

    من برای آقای مایلی‌کهن احترام خاصی قائلم. به دلیل اینکه فکر می‌کنم یکی از صادق‌ترین افراد در فوتبال ماست. انسان بسیار دلسوزی است و دوست دارد به فوتبال ما کمک کند و برای فوتبال ما قدم مثبت بردارد ولی بزرگترین مشکل آقای مایلی‌کهن نداشتن سیاست است. سیاست رفتاری منظورم است. یعنی تفکر کردن، طراحی کردن. ایشان این کار را نمی‌کند و به عواقب حرف‌هایش فکر نمی‌کند چون خیلی‌ها ایشان را دوست دارند چون رک هستند در همه جا. به نظر من هم باید یک مقدار در نحوه گفتارش تجدیدنظر بکند تا از انتقاداتش استفاده کنند.
    *اگر بخواهید یک توصیه به حمید استیلی در این شرایط بکنید چه می‌گفتید؟
    من حمید را می‌شناسم و دوستش هم دارم، توصیه می‌کنم که خیلی محکم بایستد و بگوید من می‌توانم؛ تا بازیکنان هم به او اعتماد کنند.


    ***
    گفتم اینجا یا جای من است یا جای کریمی
    من هیچ موقع با علی کریمی رابطه‌ای نداشتم. اول من تشکر می‌کنم از علی کریمی، به این خاطر که زمانی که من در استیل‌آذین بودم و ایشان هم بود با تمام وجود برای تیم بازی کرد. ایشان در یک بازی با پاس همدان، چهار، پنج روز سر تمرین نیامد و گفتند مریض است و تلفنش را هم به کسی نمی‌دهد که برای من هم خیلی عجیب بود چون ایشان به باشگاه متعهد است. دو جلسه قبل از بازی با پاس آمد سر تمرین و گفت خیلی حالم بد بوده و... من هم گفتم خب ایرادی ندارد و از شما یک خواهش دارم که اگر اتفاقی افتاد به سرپرست تیم اطلاع بده و من هیچ موقع نمی‌گویم باید بیایی که ایشان هم گفتند چشم ولی من ایشان را برای بازی با پاس هم نبردم و گفتم شما که مریض بودی برای این بازی هم استراحت کن. در بازی بعد که با نفت تهران بود، آمد و در آن بازی هم خیلی عالی بازی کرد. بچه‌ها را استراحت دادیم و بعد از یک هفته که برگشتیم سرپرست تیم به من گفت آقای کریمی گفته پاسپورتشان نیست و برای تمدید داده‌اند. قرار بود از بازیکنان تست آمادگی جسمانی بگیریم و بعد برویم برای ترکیه. علی سر تمرین هم آمد و من قضیه پاسپورتش را پرسیدم و ایشان گفتند به یک نفر داده‌‌ام که درست کند. عصر همان روز بود که من شنیدم علی کریمی به امارات رفته است. من تعجب کردم و گفتم چنین چیزی امکان ندارد. تماس گرفتم با سرپرست تیم و ایشان هم گفتند من هم نمی‌دانم. آقای پروین هم گفتند نمی‌دانم. هیچ‌کس از ایشان خبر نداشت. فردایش که سر تمرین آمدیم گفتند با آقای هدایتی هماهنگ کردند و رفتند. من هم گفتم حق ندارند به تیم برگردند و گفتم یا اینجا جای ایشان است یا جای من چون یک سری قوانین وجود دارد که باید رعایت شود.

  • معصومه ابتکار:

    با دوستداران دریاچه ارومیه برخورد نكنید

    رییس سازمان محیط

    ‌زیست

    در دولت اصلاحات با ابراز تاسف از برخورد با فعالان زیست‌محیطی كه دلسوز دریاچه ارومیه هستند، تاكید كرد: «اینها فعالان مدنی‌ و دلسوز محیط‌زیست هستند و اگر هشداری می‌دهند باید استقبال كنیم و از آن برای پیشبرد برنامه‌ها بهره بگیریم.» «معصومه ابتكار» در گفت‌وگویش با ایلنا در مورد وضعیت دریاچه ارومیه گفت: «دریاچه ارومیه بدون شك منشا خیر و بركت برای خطه آذربایجان است و آثار و ثمرات بسیاری مانند لطافت هوا و حاصلخیزی شمال غرب كشور را به دنبال داشته است.» او افزود: «البته این خشك شدن تنها به دریاچه ارومیه منحصر نشده و اكثر تالاب‌های ما را نیز شامل می‌شود و می‌توان گفت این پدیده در كشور به صورت فراگیر درآمده است.» رییس كمیته محیط‌زیست شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: «ما از سال 78 و 79 متوجه پدیده خشك شدن دریاچه ارومیه شده بودیم و مشخص شده بود كه به علت بروز خشكسالی و كاهش بارش‌ و میزان رواناب، آب دریاچه هر ساله كاهش چشمگیری نشان داده و وضعیت آن به سمت بحرانی شدن می‌رود.» به گفته رییس اسبق سازمان حفاظت محیط‌زیست، برخلاف آنچه امروز گفته می‌شود كه در سال‌های پیش هیچ مطالعه‌ای روی وضعیت دریاچه ارومیه انجام نشده است، در سال‌های 78 و 79 مطالعات تفصیلی روی دریاچه ارومیه انجام و یك برنامه بین استانی و بین بخشی برای مدیریت وضعیت دریاچه ارومیه تدوین شد. ابتكار تصریح كرد: «مطالعات سازمان محیط‌زیست در طی تهیه برنامه جامع دریاچه نشان داد كه امكان خشك شدن دریاچه ارومیه وجود دارد و پیرو آن نامه‌نگاری‌هایی از سوی من به‌عنوان رییس سازمان محیط‌زیست در همان‌ سال‌ها انجام شد، این نامه‌نگاری‌ها كه به نهادهای مختلف از جمله ریاست‌جمهوری نوشته شده بود منجر به دستورات جدی رییس‌جمهوری وقت شد كه از جمله آن می‌توان تامین حقابه به دریاچه توسط سدها و همچنین توجه به ارزیابی‌های زیست‌محیطی در سدسازی‌ها را نام برد. آن زمان وزارت نیرو عنوان می‌كرد كه ما حقابه‌های دریاچه را از سدها رها‌سازی می‌كنیم اما به علت وجود پمپ‌های غیرمجاز كشاورزی این آب برداشت می‌شود.» رییس اسبق سازمان حفاظت محیط‌زیست تصریح كرد: «در كنار این مطالعات، یك مشاور بین‌المللی به نام «پروفسور موزر» هم در كنار مشاوران و استادان دانشگاهی داخلی داشتیم كه وی نیز در آن زمان به صراحت اعلام كرد: «اگر دریاچه ارومیه خشك شود كل كشاورزی پر ثمر استان‌های آذربایجان شرقی، غربی و حتی اردبیل آسیب خواهد دید. بنابر اظهارات موزر، با خشك شدن دریاچه ارومیه اوضاع به سمت بیابانی شدن پیش خواهد رفت علاوه بر اینكه توفان نمك شهرهای اطراف دریاچه را نابود می‌كند.» ابتكار در مورد دریاچه ارومیه و میان‌گذر شهید كلانتری كه گفته می‌شود یكی از عوامل خشك شدن دریاچه است نیز توضیح داد: «سازمان محیط‌زیست در زمان تصدی من از ابتدا نیز با ساخت آن مخالف بود اما فشارهای بسیار زیادی از سوی نمایندگان مجلس استان‌های آذربایجان غربی و شرقی روی محیط‌زیست و دولت برای ساخت این جاده وجود داشت. با افتخار می‌گویم كه دلیل تاخیر در ساخت این میان‌گذر سازمان محیط‌زیست بود و ما با شدت و با دلایل محكم و كارشناسی می‌گفتیم كه این كار غلط است. شرط اصلی ما برای ساخت میان‌گذر این بود كه آب باید در مسیر پایه‌ها در جریان باشد و بی‌حركت و راكد نماند چون در این صورت در پایه‌های این میان‌گذر رسوب‌گذاری انجام می‌شود. تا زمانی كه من رییس سازمان محیط‌زیست بودم هیچ‌گاه مطالعات ارزیابی زیست‌محیطی پل شهید كلانتری را تایید نكردم و پس از من بود كه ساخت آن حادث شد.»

    رییس كمیته محیط‌زیست شورای اسلامی شهر تهران ادامه داد: «پس از سال 84 تمامی این اقدامات به دست فراموشی سپرده شد. حتی در قانون برنامه چهارم توسعه، به دلیل اینكه می‌دانستیم پارك ملی ارومیه جزو مناطق بحرانی است اسم آن را آوردیم اما دریغ از اینكه این اقدامات پیگیری شود. نمی‌دانم در این میان مقصر كیست، دولت كه برنامه‌ها را انجام نداد یا مجلس كه پیگیری و نظارت نكرد، در هر حال زمان گذشت و این گذشت زمان بحران را تشدید كرد و اكنون ما به نقطه اوج بحران رسیده‌ایم.» ابتكار تصریح كرد: «هم اكنون باید به راه‌حل‌های عاجل بیندیشیم، تا دریاچه خشك نشود و حقآبه به دریاچه برسد كه بخشی از آن یقینا در دست وزارت نیرو است بخشی نیز در اختیار وزارت جهاد كشاورزی تا راندمان آبی كشاورزی منطقه را كنترل كند و بخشی از حقآبه دریاچه ارومیه را تامین كنند. راه‌حل هر چه كه باشد انتقال آب حوضه به حوضه، مدیریت آب، افزایش راندمان آب، باید اتفاق بیفتد تا دریاچه از این وضعیت اسف‌بار نجات یابد. باید یك مدیریت بین بخشی بین استان‌هایی كه در دریاچه ارومیه سهیم هستند به وجود بیاید. خشكسالی یك واقعیت است و بخشی از تقویم سالانه ماست و ما باید این شرایط را مدیریت كنیم، باید شرایط را از قبل پیش‌بینی و مدیریت كنیم، تا تالاب‌هایمان به این وضع اسف‌بار دچار نشوند.» این عضو شورای شهر تهران تصریح كرد: «اثرات زیست‌محیطی سد‌سازی‌ها حتما باید مورد ارزیابی قرار بگیرد. چرا باید سدی مانند گتوند علیا در خوزستان با این همه هزینه ساخته شود و شور شدن آب كارون را در پی داشته باشد، اینها نشان می‌دهد یا اصلا مطالعه‌ای صورت نمی‌گیرد یا ضعیف است یا مطالعات دور زده می‌شود.» به گفته وی خیلی از این طرح‌ها با دستور از بالا دور زده می‌شود و به جای توجه به این مطالعات زیست‌محیطی به بهانه بهره‌برداری زودتر، خیلی از مطالعات انجام نمی‌شود و مشكلات خود را نشان می‌دهد. ابتكار تصریح كرد: «مسیر توسعه كشور باید همگام و سازگار با محیط‌زیست باشد و این بحث بسیار جدی است، این هشدارها نه سیاسی است و نه از موضع دولت پیش، بلكه صرفا از موضع كسی است كه تجربه مختصری در زمینه محیط‌زیست دارد و دلش برای طبیعت ایران می‌سوزد. روزی كه شورای‌عالی حفاظت محیط‌زیست را منحل كردند من هشدار دادم كه این یك خطر جدی است و محیط‌زیست كشور در معرض خطر و بحران است چون این شورا می‌توانست از موضع رییس دولت خیلی از مسایل را از لحاظ زیست‌محیطی حل كند ولی این اتفاق نیفتاد و ما مسیری را شروع كردیم كه روز به روز بدتر می‌شود. من آدم بسیار خوشبینی هستم اما اگر واقع‌بینانه نگاه كنیم با ادامه یافتن شرایط فعلی دریاچه خشك می‌شود. به اعتقاد من اگر لازم است آب را از حوضه دیگر به دریاچه ارومیه بیاوریم این كار را انجام دهیم تا دست‌كم از خشك شدن دریاچه جلوگیری شود.»
    به گفته ابتكار یكی از ابزارهایی كه می‌تواند به حفظ محیط‌زیست ما كمك كند فعالان جامعه مدنی، دوستداران و علاقه‌مندان محیط‌زیست هستند كه می‌توان آنها را یك ابزار و ظرفیت ملی دانست. او ادامه داد: «اینها نیروهای سیاسی نیستند، فعالان مدنی‌ و دلسوز محیط‌زیست هستند و اگر هشداری می‌دهند باید از آنها استقبال كنیم و از آن برای پیشبرد برنامه‌ها بهره بگیریم.» ابتكار با ابراز تاسف از برخورد با فعالان محیط‌زیست اظهار داشت: «من از نوع برخورد با فعالان زیست‌محیطی كه دلسوز دریاچه ارومیه هستند تعجب می‌كنم، این اصلا درست نیست كه با فعالان مدنی و محیط‌زیست برخورد امنیتی داشته باشیم. هیچ‌كس اكنون نمی‌گوید كه دریاچه ارومیه خشك شود پس چرا با كسانی كه دلسوز این دریاچه هستند برخورد می‌شود. چرا مسوولان از این ظرفیت استفاده نمی‌كنند تا به وسیله آن زودتر به اهداف‌شان در نجات دریاچه ارومیه دست پیدا كنند تا هم دولت و هم مجلس سیاست‌های خود را مورد بازنگری قرار دهند.» ابتكار ادامه داد: «چرا برنامه‌های كارشناسی شده و مطالعه شده یك‌باره رها شد؟ چرا برنامه چهارم كه این همه روی آن وقت و زمان گذاشته شده بود محقق نشد و به‌دست فراموشی سپرده شد و هیچ‌كس نیز این را پیگیری نكرد كه چرا این برنامه عمل نشد.» به گفته وی اینها سوالاتی است كه اگر برای آن پاسخ پیدا نكنیم همواره با ما خواهد بود و هر دولتی كه روی كار می‌آید به خود اجازه می‌دهد كه برنامه‌های دولت پیشین را كنار گذاشته و برنامه‌های خود را اجرا كند. رییس اسبق سازمان حفاظت محیط‌زیست جوامع مدنی را وسیله‌ای برای بسط آگاهی مردم و اطلاع‌رسانی صحیح دانست و تاكید كرد: «جوامع مدنی می‌توانند دولت‌ها و سایر نهادها را در اجرای درست سیاست‌ها یاری كنند. همچنین با نگاه كارشناسی می‌توانند راهكار بدهند و در اجرای آنها بسیج اجتماعی راه انداخته و كمكی برای دولت باشند.» او در مورد نقش رسانه‌ها نیز گفت: «همچنین رسانه‌های مستقل و آزاد می‌توانند با نقد منصفانه، دولت را در انجام درست اقدامات‌شان راهنمایی كنند.» ابتكار تاكید كرد: «واقعا نمی‌دانم مسوولان اهمیت خشك شدن دریاچه ارومیه را درك كرده‌اند یا نه. تا چند وقت پیش كه یقینا درك نكرده بودند، امیدوارم اكنون درك كرده و زودتر برای آن چاره‌ای بیندیشند.»

  • گزارشی از روند خشک شدن نگین آذربایجان/
    این روزها شاهد تولید انبوه خبر و گزارش در خصوص کفن پوش شدن و خون گریستن نگین آذربایجان هستیم. هر کسی دغدغه ای دارد و از منظری به موضوع می نگرد. اما قهر طبیعت به انتظار ما نمی نشیند و دریا، آرام آرام پای پس می‌کشد از این معرکه ها.

    پانزده سالی از نخستین هشدارها گذشته و ده سالی می­شود که دریا در راهی که در پیش گرفته، مصمم­تر از پیش شده است. آنها که باید خود پاسخگو باشند، گوی سبقت از دیگران ربوده‌اند در انتقاد، و در انبوه خبرها و مصاحبه هایشان خبر از سربرآوردن بحران می دهند، اما کمتر می­گویند که چرا چنین شده است و تا به حال که متخصصان هشدار می‌دادند، چرا توجهی نکرده­اند. آخر دریا که در این یکی دوساله به این روز نیفتاده است. باز هم خدای را شکر می کنیم، چرا که هنوز دیر نشده است و مسئولان اگر عزم خود را جزم تر کنند و هماهنگ تر باشند، دریا را دوباره به آذربایجان و ایران هدیه خواهند کرد.

    دریاچه را بیشتر بشناسیم

    دریاچه ارومیه با 5 هزار و 700 کیلومتر مربع وسعت در منطقه آذربایجان واقع شده‌است. این دریاچه بزرگ‌ترین دریاچه داخلی ایران و از نظر سطح آب‌های آزاد، بیستمین دریاچه جهان و پس از بحرالمیت شورترین دریاچه جهان محسوب می‌شود. طول دریاچه از 130 تا 146 كیلومتر و عرض آن از 58 تا 15 كیلومتر (بین كوه زنبیل و جزیره اسلامی) متغیر است. دریاچه ارومیه و جزایر متعدد آن به لحاظ ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد اکولوژیکی از سال‌1346به‌عنوان منطقه حفاظت شده(مصوبه شماره یک شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور) مطرح و و طبق مصوبه شماره 63 همان شورا در سال 1354 به پارک ملی ارتقا یافت. این دریاچه به همراه 102 جزیره آن(که متاسفانه برخی دیگر به عنوان جزیره شناخته نمی شوند) از سال56‌13 به‌عنوان ذخیره‌گاه بیوسفر در برنامه «انسان و کره مسکونیMAB» سازمان یونسکو معرفی و در آن ثبت شده است. در سال‌1354 دریاچه ارومیه و تعدادی از دریاچه‌های آب‌شیرین جنوبی آن به‌علت دارا بودن معیارهای جهانی کنوانسیون حفاظت از تالاب‌ها (رامسر‌1971) در لیست تالاب‌های کنوانسیون قرار گرفته است و همچنین از سوی مؤسسه بین‌المللی تالاب‌ها نیز به عنوان یكی از مهم‌ترین مناطق مهم پرندگان انتخاب شده است ولی هم‌اکنون به‌دلیل مشکلات زیست‌محیطی در لیست تالاب‌های در معرض تغییرات شدید اکولوژیکی قرار دارد.

    در حال حاضر 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده، هفت گونه دوزیست و 26 گونه ماهی زیست میكند ولی آرتمیا مهم‌ترین و معروفترین موجود این دریاچه است. از گونه‌های در‌معرض خطر این منطقه، می‌توان به پلیکان پاخاکستری، باکلان کوچک، غازپیشانی‌سفید کوچک، عروس غاز، اردک مرمری، اردک سرسفید، اردک بلوطی، خروس کولی‌دشتی، میش مرغ و دلیجه کوچک اشاره کرد. همچنین در حدود یک هزار و 500‌گونه گیاه آوندی در حوزه ارومیه به ثبت رسیده است که353‌ گونه از آنها ارزش اقتصادی و 290‌گونه اهمیت اکولوژیک ویژه ای دارند.

    مشکل چیست، چه خواهد شد؟

    ازسال آبی 74-75 تاکنون رقوم ارتفاعی سطح تراز آب دریاچه ارومیه سیر نزولی پیدا کرده و در طول سالهای اخیر آب دریاچه بیشتر از شش متر کاهش داشته است. به گفته مدیر کل محیط زیست آذربایجان غربی دریاچه در قسمتهای جنوبی تا 10 کیلومتر پسروی کرده و در حال حاضر میزان نمک در دریاچه ارومیه به 380 تا 400 گرم در لیتر رسیده و این نمک، کریستالیزه شده که وضعیت بسیار خطرناکی است. این مقام مسئول اضافه می­کند که از 5 هزار و 700 کیلومتر مربع مساحت دریاچه ارومیه 2 هزار و 700 کیلومتر مربع آن تبدیل به شوره زار شده و آب‌های زیرسطحی نیز شورتر می‌شوند تا جایی كه چندین روستای حاشیه دریاچه هم اكنون خالی از سكنه شده‌اند. تعدادی از جزیره‌های این دریاچه که زمانی دارای آب شیرین و سرسبز بودند، هم اکنون به خشکی متصل شده‌اند. علی نظریدوست رئیس دبیرخانه ستاد حوزه دریاچه ارومیه معتقد است: با ادامه روند فعلی مرگ دریاچه ارومیه تا 4 سال آینده حتمی است. در حال حاضردرجه حرارت منطقه حدود2 درجه افزایش پیدا کرده است و به این ترتیب میزان تبخیر از دریاچه ارومیه با شدت بیشتری انجام می شود.
     

    دریاچه ارومیه در حال خشک شدن دریاچه ارومیه در حال خشک شدن
     

    محمدباقر صدوق معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست ضمن بیان اینکه:«واقعیت این است که طبیعت با کسى شوخى ندارد و دریاچه ارومیه در صورتى که اقدام جدى براى نجات آن صورت نگیرد خشک مى‌شود.» اعلام کرده است، ادامه این وضعیت و خشک شدن دریاچه ارومیه بیش از ۱۰ میلیارد تن نمک بر جای خواهد گذاشت که به صورت گرد وغبار و طوفان بر سر مردم این ناحیه مى‌ریزد و این بحران تنها گریبان آذربایجان را نمى گیرد، بلکه تمامى مناطق کشور را تحت تاثیر خود قرار خواهد داد. طوفان های نمک علاوه بر مزارع حاشیه دریاچه، زندگی بیش از شش میلیون نفر در اطراف این منطقه را تهدید و به گسترش بیماریها و آسیبهای جسمانی و از بین رفتن هزاران هکتار از جنگلهای منطقه منجر خواهد شد.

    دریاچه ارومیه در حال خشک شدن دریاچه ارومیه در حال خشک شدن

    دریاچه ارومیه در حال خشک شدن دریاچه ارومیه در حال خشک شدن
     

    سدها، بلای جان دریاچه

    به گفته شمارى از کارشناسان محیط زیست، یکى از دلایل بروز وضعیت بحرانى در دریاچه ارومیه، ساخت سدهاى متعدد بر روى رودهایى است که به این دریاچه منتهى مى‌شوند.

    کامبیز سلطانی ، کارشناس و پژوهشگر حوزهء محیط زیست ایران ، در مقاله ای به علل خشک شدن و مرگ دریاچهء ارومیه پرداختهومی نویسد: پانزده رودخانهء دائمی به دریاچهء ارومیه می ریزند . تاکنون روی این رودخانه ها ۳۶ سد ساخته اند ، ۱۲ سد نیز در دست ساخت هستند و ۴۰ سد دیگرنیز برای ساخت و احداث در دست برنامه ریزی هستند . یعنی ۸۸ سد مانع از جاری شدن رودخانه‌ها بسوی دریاچهء ارومیه و رسیدن آببه درونآنمی‌شوند . برای مثال فقط بر یک رودخانه‌ی منتهی به آن (به نام آجی چای) ۲۲ سد احداث شده است و به این ترتیب دیگر آبی باقی نمی ماند که به آن دریاچه واردشده و باعث ادامهء حیاتش گردد. سدسازی روی رودخانه‌های زرینه‌‌رود، سیمینه‌‌رود، گدار و باراندوز با هدف تولید برق سبب شده عمق آب در این دریاچه از 16 تا 22 متر به کمتر از پنج متر برسد.

    عباس نژاد مدیر کل محیط زیست آذربایجان غربی نیز در پاسخ به سوالی در خصوص تاثیر صنعت سد سازی در بروز شرایط بحرانی دریاچه ارومیه جواب داد: ظرفیت سد‌های استان یک میلیارد و 700 مترمکعب است و در سالهای آینده این میزان به چهار میلیارد مترمعکب افزایش می‌یابد.

    پس از چندین دهه تحسین سدها به‌عنوان شاهکارهای مهندسی، اکنون نگاه انتقادآمیزتری نسبت به این سازه‌ها ظهور کرده است و تلاش‌های مردمی برای برچیدن سدها، با هدف احیای رودخانه‌ها و احقاق حقوق جوامع متأثر رو به فزونی است. فعالان این عرصه، سدهایی را هدف می‌گیرند که اثرات منفی اجتماعی و زیست‌محیطی آنها همچنان تداوم دارد و نتوانسته‌اند وعده‌های اقتصادی خود را عملی کنند.
     

    در حال حاضر گروهی زیست محیطی در آمریکا وجود دارد بنام رودخانه‌های آمریکا. این گروه موفق شده است که نه تنها از ساخت صدها سد کوچک و بزرگ جدید در آمریکا جلوگیری کند ، بلکه توانسته است دولت مرکزی و مقامات محلی ایالات مختلف آن کشور را متقاعدنماید که ۴۳۰ سد کوچک و بزرگ را از روی رودخانه های آمریکا بردارد.

    فاطمه ظفرنژاد، كارشناس ارشد كشاورزی و كارشناس آب وزارت نیرو معتقد است که آمریكا الگوی رویكرد سدسازی در ایران بوده‌است، ولی آمریكا از دهه‌ی ٧٠ میلادی دیگر سدی نساخته‌است چرا كه به این نتیجه رسیده‌اند كه ساخت سدهای بزرگ، ناپایداری بزرگی در آبخیزها ایجاد می‌كند. بر پایه‌یآمار رسمی، آمریكا از سال ١٩٩٠ میلادی، ٥٠٠ سد را با هزینه‌بسیار جمع كرده و اكوسیستم را به‌حال نخستین برگردانده‌است.

    در خصوص وضعیت سدها در حوزه آبخیز دریاچه اورمیه، اخیرا وزیر نیرو اعلام کرده است: مطالعه بر روی سدهای در بالادست دریاچه ارومیه برای رفع مشکلات زیست محیطی و کم آبی این دریاچه متوقف و از اولویت ردیف اجرایی خارج شده اند.

    مجید نامجو در پاسخ به سوالی درباره وضعیت طرح‌های بالادستی وزارت نیرو در اطراف دریاچه ارومیه اظهار داشت: در کارگروهی که دولت برای دریاچه ارومیه تشکیل داد، مصوب شد برای رفع مشکلات زیست محیطی و کم آبی این دریاچه تا زمانی که وضع دریاچه به تعادل برسد، این وزارتخانه طرح های بالادستی خود را در این منطقه متوقف کند.وزیر نیرو تصریح کرد: بر اساس برنامه ریزی‌های انجام شده فعلا مطالعه بروی آن سدهایی که در بالادست دریاچه ارومیه قرار دارند، متوقف و از اولویت ردیف اجرایی خارج شده اند.

    راهکارهای اندیشیده شده

    رئیس سازمان محیط زیست می‌گوید:"مشکل دریاچه ارومیه با اعتباری بیش از 3450 میلیارد تومان طی یک برنامه پنج ساله حل می‌شود." محمدجواد محمدی زاده این مبلغ را برای تامین کسری آب این دریاچه که گفته می شود بیش از 3 میلیارد و یکصد میلیون متر مکعب است، در نظر گرفته است.

    وی می گوید بیشترین قسمت این پول، یعنی 3 هزار میلیارد تومان آن، قرار است از طرف منابع بانکی در اختیار وزارت جهاد کشاورزی قرار گیرد تا برای برای اصلاح روشها و استفاده از فناوری های نوین آبیاری اراضی کشاورزی منطقه صرف شود، ولی باز هم معلوم نیست مکانیزم اجرایی اختصاص این مبلغ، چیست.

    "وزارت نیرو هم غیر از اعتباری که برای بارور کردن ابرها به طور سالانه از محل جاری وزارتخانه اختصاص می دهد، مبلغ 450 میلیارد تومان دیگرهم برای انتقال حوزه به حوزه آب در نظر گرفته است."

    انتقال حوزه به حوزه آب تا کنون 15 درصد رشد فیزیکی داشته که قرار است طی 5 سال حدود 700 میلیون متر مکعب آب به دریاچه ارومیه منتقل شود." در زمینه انتقال آب رودخانه ارس به دریاچه ارومیه برخی مشکلات از قبیل تبعات اجتماعی و علاقه‌مندی مردم و کشاورزان برای بهره‌برداری از این آب شیرین در مسیر وجود دارد که کار را با مشکل مواجه می‌کند.

    این مقام دولتی توضیح داده که وزارت جهاد کشاورزی هم مکلف شده تا در یک برنامه سه ساله نسبت به اصلاح روش‌های آبیاری و صرفه جویی کشاورزان و باغدارانی که حدود 680 هزار هکتار اراضی کشاورزی منطقه را زیر کشت دارند اقدام کند، همچنین در این رابطه بخشنامه‌ای به همه دستگاه‌های استانهای آذربایجان شرقی و غربی و کردستان ابلاغ شده تا وظایف و تکالیفی که درخصوص دریاچه ارومیه و تامین آبی که به عنوان حقابه آن است را انجام دهند.

    از دیگر سو علی نظری‌دوست رئیس دبیرخانه ستاد حوزه دریاچه ارومیه اعلام کرده است که مشاور بین المللی در زمینه احیای دریاچه ارومیه به کار گرفته شده و برنامه بلند مدت در این زمینه نیاز است. وی تصریح می کند، 24 طرح با اعتبار 13 هزار میلیارد ریال (1.3 میلیارد دلار) برای مدیریت دریاچه ارومیه مصوب شده است.

    از میان این 24 طرح پنج طرح متعلق به جهادكشاورزی با اعتبار 8 هزار و 780 میلیارد ریال برای اجرای روش‌های نوین آبیاری و اصلاح روش‌های كشت اختصاص داده شده است. سازمان منطقه‌ای آب و محیط زیست نیز در مجموع 19 طرح را در زمینه مدیریت تامین منابع آب این دریاچه بر عهده دارند.

    جلال زاده استاندار آذربایجان غربی با اشاره به تشكیل كارگروه دریاچه ارومیه در دفتر كار معاون اول رییس جمهور اعلام کرده است: این كارگروه به ریاست معاون اول رییس جمهور تشكیل می شود و علاوه بر وزرای جهاد كشاورزی، نیرو، معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت محیط زیست كشور، استانداران استان‌های آذربایجان شرقی و استان كردستان نیز حضور دارند. کارگروه دریاچه ارومیه یکی از مصوبات سومین سفر هیات دولت به آذربایجان غربی است.

    وی با اشاره به پیش بینی ایجاد تونل انتقال آب به دریاچه ارومیه از کلنگ زنی آن برای شروع عملیات اجرایی در آینده نزدیک خبر داد و اظهار داشت: دو برابر شدن اراضی کشاورزی و چند برابر شدن مصرف آب ایجاب می کند برای استفاده بهینه از آب، آبیاری تحت فشار گسترش یابد تا مصرف آب در بخش کشاورزی حداقل به یک سوم رقم موجود کاهش یابد و آب صرفه جویی شده روانه دریاچه ارومیه شود. همچنین بومی شدن تکنولوژی بارور کردن ابرها برای افزایش 15 درصدی نزولات آسمانی از دیگر اقدامات اجرایی است.

    مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی نیز در این خصوص گفته است: طرح‌های پیش بینی شده توسط کارگروه ویژه نجات دریاچه ارومیه در سه محور شامل صرفه جویی دو میلیارد مترمکعب آب در سال و تزریق این آب طی مدت زمان پنج ساله به دریاچه ارومیه، افزایش آب در سطح حوزه آبریز دریاچه ارومیه از طریق اجرای طرح‌های مختلف از جمله بارور کردن ابرها، انتقال آب بین حوزه ای، افزایش راندمان آبیاری، تغییر الگوی کشت وافزایش آب‌های زیرزمینی بحث و به تصویب رسید.

    اما در ساحل شرقی دریاچه نیز مسئولان به تکاپو افتاده‌اند. بیگی، استاندار آذربایجان شرقی در نشست هم‌اندیشی برای احیای دریاچه ارومیه و مقابله با روند خشک شدن این دریاچه، پیشنهاد داد تا فراکسیون احیای دریاچه ارومیه در مجلس تشکیل و فعالیت کند.

    ایجاد این فراکسیون که شامل نمایندگان استان‌های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی و کردستان در مجلس می‌شود، پتانسیلی را به وجود خواهد آورد تا بتوان برای احیای دریاچه ارومیه با شدت بیشتر از گذشته چاره جویی و اقدام کرد.

    وی با انتقاد از نبود متولی مقتدر برای پیگیری تصمیمات اتخاذ شده درباره احیای دریاچه ارومیه، گفت: راهکارها، طبق سندی که به امضای وزرا و استانداران سه استان واقع در پیرامون این دریاچه رسیده و تکالیف مشخص است اما دستگاهی که در مورد کوتاهی هر یک از مجموعه ها مواخذه کند، وجود ندارد. مدیریت ارشد آذربایجان شرقی با ملاحظه مسایل بین المللی همچنان بر انتقال آب ارس به دریاچه ارومیه پافشاری می‌کند. به نظر وی، وزارت نیرو باید اقدامات دیگری مانند لایروبی انهار و رودخانه‌ها که قادر است بخش قابل توجهی از آب مورد نیاز این دریاچه را تامین کند، انجام دهد. وی ادامه می‌دهد: هماهنگ کننده فعالیت‌های تمام وزارتخانه‌ها و استان‌ها در این موضوع، بر عهده سازمان محیط زیست است و باید این سازمان کوتاهی‌های احتمالی هر یک از مجموعه‌ها را با استفاده از اختیارات رئیس این سازمان به واسطه معاون رئیس جمهور بودن به مراجع ذی‌ربط انعکاس دهد.

    بیگی با اشاره به عدم تخصیص اعتباری برای احیای دریاچه ارومیه در بودجه سال جاری، آن را ناشی از دردمند نبودن مجلس از موضوع خشک شدن دریاچه ارومیه توصیف و تصریح کرد: شواهد نشان می‌دهد وقتی برای احیای دریاچه ارومیه پیش بینی نمایندگان فقط امکان استفاده از ردیف مقابله با ریزگردهای عربی بوده است، باید گفت که مجلس در این موضوع دردمند نبوده است. استاندار آذربایجان شرقی ابعاد فاجعه خشک شدن دریاچه ارومیه را بسیار گسترده ارزیابی کرد و افزود: مطمئناً مجلس دغدغه آسایش، رفاه و سلامت مردم را دارد اما در انتقال این حساسیت کوتاهی شده و مساله متوجه دستگاه‌های اجرایی است.

    وی بهره‌مندی از موضوع مشارکت مردمی در کنترل روند خشک شدن دریاچه ارومیه را مورد تاکید قرار داد و اضافه کرد: مدیریت آب منطقه‌ای آذربایجان شرقی باید در کنار موضوعاتی مانند مقابله با برداشت‌های غیرمجاز از چاه‌ها، در مساله مشارکت خواستن از مردم حساسیت بیشتری داشته باشند و احساسات مردم را در ضرورت مشارکت برانگیخته کنند.

    چندی پیش محمود احمدی نژاد در مراسم افتتاح چهار طرح شاخص عمرانی و صنعتی آذربایجان غربی در خصوص دریاچه اورمیه اظهار داشت: تغییر شیوه آبیاری آذربایجان غربی برای افزایش بازدهی آب تا 10 برابر لازم است تا ظرف چند سال دریاچه زیبای ارومیه احیا و منابع آب حفظ شود. همچنین سفر اخیر رئیس جمهور به اورمیه تشکیل کارگروه دریاچه اورمیه به ریاست رحیمی را به دنبال داشت. که به گفته استاندار آذربایجان غربی هم اکنون با تصویب و اختصاص اعتبار ویژه توسط این کارگروهسه راهکار برای نجات دریاچه ارومیه در حال اجرا است. وی بیان داشت: انتقال آب از ردخانه زاب در سردشت و پیرانشهر و اجرای طرحهای آبیاری تحت فشاری اراضی کشاورزی از جمله این طرح‌ها بوده که از سال گذشته عملیات احداث خط انتقال و ارائه تسهیلات ویژه به کشاورزان آغاز شده است.

    استاندار آذربایجان غربی اظهار داشت: هم چنین فاز مطالعاتی طرح بارور سازی ابرها با توجه به بومی شدن این دانش در کشور پایان یافته که طی فصل پائیز و زمستان امسال اجرایی می شود. وی بر لزوم صرفه جویی در مصرف آب به ویژه در بخشکشاورزی استان تاکید کرد و گفت : متاسفانه به دلیل آبیاری به روش سنتی و غیرعلمی تنها یک چهارم آب مصرفی در این بخش بهره‌وری لازم را دارد.

    جمع بندی

    در مجموع راهکارهای ارائه شده توسط مسئولین و کارشناسان برای بهبود وضعیت دریاچه اورمیه بیشتر معطوف به چهار حوزه می شود:

    1- بهبود بهره وری زمینهای کشاورزی و مدیریت تقاضای آب و راندمان آن در بخش کشاورزی و جلوگیری از هدررفت آب و متوقف کردن توسعه نامتوزان و غیر اصولی کشاورزی و پرداخت ضرر و زیان کشاورزان که کشتشان محدود می‌شود از طریق بیمه­های کشاورزی(البته باید در نظر داشت که نمی‌توان جمعیت ساكن در حاشیه دریاچه را بدون ارائه راه حل جایگزین از استفاده از منابع آبی محروم كرد؛ چرا كه این كار تبعات اجتماعی نامطلوبی دارد.)

    2- توقف سدسازی در حوزه آبریز این دریاچه به ویژه در استان‌های آذربایجان شرقی، غربی و كردستان و بازنگری اساسی در خصوص وضعیت فعلی سدها و در صورت لزوم برچیدن سدهایی که کارکرد مخرب برای محیط زیست دارند.

    3- افزایش بارندگی‌ها از طریق بارور کردن ابرها.

    4- بررسی انتقال آب بین حوزه­ای از طریق پمپاژ محدود از رودخانه ارس و رودخانه زاب و دریاچه خزر به شرطی که اخلال در طرحهای قبلی توسعه کشاورزی از جمله پروژه دشت گلفرج(ارس) ایجاد نکند.

    در نهایت پیشنهاد می شود، مسئولان برنامه عملیاتی زمان بندی شده‌ای به همراه متولیان مشخص هر یک از برنامه ها تنظیم و آن‌ را برای پیگیری‌های بعدی در اختیار رسانه‌ها و مردم قرار دهند. این برنامه‌ها توسط متخصصین نقد و بررسی و میزان عملیاتی بودن آنها مشخص می‌شود و در نهایت با اصلاح و تعدیل برنامه‌ها، می‌توان امید داشت که پیشرفت برنامه‌ها و راهکارها توسط مردم و مسئولین رصد شود. در چنین حالتی دستگاه‌های پرتلاش و یا احیانا کم کاری‌های احتمالی مشخص می‌شود و دیگر کسی نمی‌تواند مشکل کار را بر عهده دیگری بیندازد.

    امید آن که به زودی جشن تولدی دوباره برای دریایمان برگزار کنیم و لبخند را دوباره به چهره آذربایجان و ایران بازگردانیم.

  • مشایی :تا من نروم هواپیما پرواز نمی‌كند

    محمود احمدی‌نژاد دیروز به همراه اسفندیار رحیم‌مشایی، رییس دفتر خود به تاجیكستان رفت تا پس از رفع شبهه حصر خانگی و بازداشت مشایی، شایعه‌های مربوط به ممنوع‌الخروجی او نیز برطرف شود. مشایی چندی پیش با حضورش در مرقد امام‌(ره) به همراه هیات‌دولت نه‌تنها بر شایعه‌هایی كه نقش و حضور او را در دولت كمرنگ جلوه می‌دهند، خط بطلان كشید بلكه روز گذشته با جملات كوتاه خود یك‌بار دیگر غیرمستقیم برای مخاطبانش پیغام داد از چه نقش «كلیدی» در كابینه و نزد رییس‌جمهوری برخوردار است. آن‌گونه كه فارس از حاشیه‌های مراسم بدرقه رییس‌جمهوری در فرودگاه مهرآباد گزارش داده همه مسافران سوار هواپیما شده‌اند و منتظرند كه رییس دفتر رییس‌جمهور هم به آنها بپیوندد. وقتی مدت انتظار كمی به درازا می‌كشد، همراهان با تعجب می‌پرسند كه «آقای مهندس! شما نمی‌خواهید سوار ‌شوید؟ هواپیما دارد می‌پرد»؛ مشایی هم با گفتن فقط یك جمله خیال همه را راحت می‌كند؛ «نترسید؛ سوییچ هواپیما دست من است! تا من نروم، پرواز نمی‌كند!» به گفته حاضران، مشایی دیروز تلاش زیادی داشته تا در فرودگاه سوژه خبری نشود؛ از امتناع برای نشستن در كنار احمدی‌نژاد و سایر مسوولان در سالن تشریفات پاویون فرودگاه هنگام سخنرانی رییس‌جمهوری قبل از ترك تهران گرفته تا همراهی ‌نكردن احمدی‌نژاد و همراهانش در سوار شدن به هواپیما. اما بازهم سوژه اصلی، رییس دفتر احمدی‌نژاد بود. آخرین سفر خارج از كشوری كه قرار بود رحیم‌مشایی، رییس‌جمهوری را همراهی كند، سفر به ارمنستان بود اما در آخرین لحظات اعلام شد كه سفر لغو شده است. برخی از سایت‌های خبری در آن زمان شایعه ممنوع‌الخروجی مشایی و بقایی را دلیل لغو سفر مطرح كردند. وزارت امور خارجه علت تعویق سفر را آماده نبودن اسنادی اعلام كرد كه قرار بود میان دو طرف امضا شود، اما سایت‌ها همچنان یك اقدام امنیتی را دلیل این اتفاق دانستند. در چنین شرایطی مجتبی ثمره‌هاشمی، دیگر مشاور احمدی‌نژاد در حاشیه جلسه هیات دولت در پاسخ به سوالی مبنی بر اینكه آیا درست است كه علت لغو سفر رییس‌جمهور به ارمنستان به سبب ممنوع‌الخروج بودن برخی همراهان وی بوده است، افزود: «هر گونه مباحثی از این دست تكذیب می‌شود.» اسفندیار رحیم‌مشایی در این زمان به‌شدت مورد انتقاد و حملات جریان اصولگرایی و منتقدان رییس‌جمهوری قرار داشت كه از نفوذ جریان انحرافی در دولت و تاثیرش بر احمدی‌نژاد سخن می‌گفتند. بسیاری از نزدیكان و منسوبان رییس دفتر رییس‌جمهوری در مظان اتهام همراهی جریان انحرافی قرار گرفته و برخی بازداشت شدند. اما پس از آنكه سفر ارمنستان لغو شد، تا مدت‌ها اسفندیار رحیم‌مشایی در جلسات هیات دولت و برنامه‌های احمدی‌نژاد حضور نداشت. در این مدت رییس‌جمهوری سفری به آنكارا و باكو داشت كه مشایی برخلاف سنت همیشگی غایب بود. در كنار غیبت مشایی در سفرهای خارجی، مشاور ارشد رییس‌جمهوری كه به اعتقاد بسیاری از تحلیلگران بازیگر نقش اول دولت است در مجامع داخلی هم ظاهر نمی‌شد. در دوران پرده‌نشینی مشایی كه حدود چهار ماه به طول انجامید، برخی از رسانه‌ها شایعه حصر خانگی و در مواردی بازداشت رییس دفتر احمدی‌نژاد را مطرح می‌كردند. به یك‌باره در هفته دولت، مشایی دوشادوش رییس‌جمهوری در مقابل عكاسان و دوربین‌های خبری حاضر شد. رییس دفتر احمدی‌نژاد پس از غیبت 113روزه در مجامع عمومی و رسانه‌ها هفته گذشته در مرقد امام خمینی(ره) به شایعه‌های حصر خانگی و بازداشت‌اش پایان داد و با سفر روز گذشته به همراه رییس‌جمهوری به تاجیكستان، اخبار ضد و نقیض درباره ممنوع‌الخروجی مشایی پایان یافت. اما در چنین شرایطی رسانه‌های اصولگرا همچنان در گزارش‌هایی از احتمال استعفا یا بركناری اسفندیار رحیم‌مشایی پیش از آغاز چهارمین دور سفرهای استانی هیات دولت خبر می‌دهند. سایت اصولگرای «مشرق» روز گذشته نوشت: «یكی از مهم‌ترین چالش‌های دكتر احمدی‌نژاد در آغاز سفرهای استانی، حضور اسفندیار رحیم‌مشایی همراه رییس‌جمهور و هیات دولت است كه یقینا باعث بروز اعتراض‌های جدی و طرح شعارهای داغ مردمی علیه همراهی عناصری چون مشایی با دكتر احمدی‌نژاد خواهد شد. در این میان یك پرسش اساسی مطرح است و آن مقدار هزینه‌ای است كه دكتر احمدی‌نژاد حاضر است برای ادامه حضور اسفندیار در دولت پرداخت كند. آیا احمدی‌نژاد همچنان مصمم است ویترین دولت دهم را با عناصری چون مشایی، بقایی، ملك‌زاده و رحیمی بچیند یا طرحی نو در انداخته است.» كمترین تاثیر مطالب این سایت‌ها بر محمود احمدی‌نژاد بوده كه همچنان سرسختانه از اطرافیان خود و به ویژه مشایی حمایت می‌كند. احمدی‌نژاد پیش از این اعلام كرده كه «خط قرمز كابینه است» و تا آخر از آن دفاع خواهد كرد. اسفندیار رحیم‌مشایی در دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد در تمامی سفرهای مهم و كلیدی رییس‌جمهوری حضور داشته است. محمود احمدی‌نژاد مشاور ارشد خود را به عنوان نماینده ویژه رییس‌جمهور در امور خاورمیانه منصوب كرد. با اعطای این سمت، اختیارات مشایی برای حضور در امور مربوط به سیاست خارجی بیشتر شد به گونه‌ای كه به زعم منتقدانش به نحوی موازی‌كاری با دستگاه دیپلماسی رخ داد. یكی از انتقادات اصلی در این دوران مربوط به تصمیمات مشایی به‌عنوان نماینده رییس‌جمهوری در امور خاورمیانه بود كه گمانه‌زنی‌هایی درباره تصمیمات مشایی برای انتصاب و عزل برخی سفرا مطرح شد. در این زمان یكی از دلایل اصلی بركناری متكی از سوی احمدی‌نژاد نیز انتقادات او به دخالت‌های مشایی در امور دیپلماسی عنوان شد. با این حال همچون گذشته باز این مشایی بود كه مورد حمایت همه‌جانبه رییس‌جمهوری قرار داشت و مخالفان و منتقدان او حذف شدند. همراهی مشایی در سفر دیروز محمود احمدی‌نژاد به تاجیكستان در كنار حضور او در هفته گذشته در مرقد امام(ره) نشان از بازگشت پررنگ مشایی روی صحنه از پشت پرده در عرصه سیاست داخلی و عرصه سیاست خارجی دارد. حضوری كه آنقدر پررنگ است كه سخنان مشایی در فرودگاه به هنگام ترك تهران به سمت دوشنبه را معنا می‌بخشد: «سوییچ هواپیما دست من است! تا من نروم، پرواز نمی‌كند.»

  • اگر می‌خواهید در گرمای تابستان آب‌بازی كنید مراقب باشید كه قصد و غرضی از آب‌بازی نداشته باشید وگرنه به مراجع قضایی معرفی می‌شوید. آنگونه كه سردار رادان می‌گوید، پشت موضوع آب‌بازی اهداف دیگری وجود دارد. معضل آب‌بازی برای پلیس پس از آن آغاز شد كه هفتم مرداد تعدادی جوان در میانه گرمای تابستان تصمیم به آب‌بازی در پارك آب و آتش گرفتند و قراری فیس‌بوكی برای بازی در پارك آب و آتش گذاشتند. انتشار تصاویر این شادی، صدای رسانه‌های اصولگرا را درآورد و عنوان شد كه طرح جوان‌ها از سوی عوامل خارجی طراحی شده است. جنجال‌های به پا شده در این رابطه باعث شد كه پلیس وارد عمل شود و حدود 10نفر از شركت‌كنندگان را دستگیر كند. البته همه دستگیر شده‌ها بعد از چند روز آزاد شدند. خبرهای منتشرشده درباره پارك آب و آتش با استقبال جوان‌های شهرهای دیگر برای آب‌بازی همراه شد و هفته‌ای دیگر، تعداد زیادی در یكی از پارك‌های بندرعباس اقدام به آب‌بازی كردند كه 10 نفر هم در این رابطه به اداره پلیس احضار شدند. ماجرای آب‌بازی البته به همین‌جا ختم نشد. گزارش‌های غیررسمی در هفته قبل حاكی از این بود كه نزدیك به 30نفر به خاطر آب‌بازی در مشهد بازداشت شدند و همزمان در قزوین هم پنج نفر كه در حال آب‌بازی در بوستان الغدیر بودند، دستگیر شدند. آب‌بازی در قزوین همزمان با بازی جوانان در بعضی شهرهای دیگر همچون شیراز، آمل، همدان و رشت بود. ساعت 12، یازدهم شهریور تعدادی دانش‌آموز دبیرستانی و دانشجو و چند خانواده كه برای آب‌بازی در قزوین دور هم جمع شده بودند پس از حدود دو ساعت بازی در پارك، با حضور ماموران پلیس و لباس شخصی متفرق شدند و آنگونه كه شاهدان به شرق می‌گویند پنج نفر هم از سوی پلیس دستگیر شده‌اند. از سوی دیگر در شیراز هم نزدیك به 15 نفر به خاطر آب‌بازی بازداشت شدند.
    رادان: آب‌بازی ممنوع است
    گرچه در قانون هیچ عنوان كیفری برای این تفریح وجود ندارد، اما جانشین فرمانده نیروی انتظامی می‌گوید: افرادی كه با آنها همكاری می‌كنند یا واقعا نادانند یا به قانون بی‌توجه هستند. احمدرضا رادان در گفت‌وگویش با مهر عنوان كرده است كه آنچه برای پلیس ملاك است عمل در چارچوب قانون و احترام به ارزش‌ها و هنجارهاست. یك‌بار در گذشته اعلام كردیم كه آب‌بازی و هنجارشكنی ممنوع است و هر كجا كه خارج از این قاعده عمل شود پلیس تحمل آن را ندارد. او همچنین گفته است: یك‌بار به افرادی كه شاید ناآگاهانه در پی یك دعوت گروهی آمده بودند تذكر دادیم. این افراد اعمالی را مرتكب شدند كه از نظر اخلاقی بسیار زشت و نامطلوب بود. همه جوانان باید بدانند كه این دعوت‌ها سبب خیر نیست و دعوت به شر است. به عقیده جانشین فرمانده نیروی انتظامی، پشت موضوع آب‌بازی اهداف دیگری وجود دارد كه تعدادی از جوانان وسیله رسیدن به آن شده‌اند و در واقع طعمه این افراد برای رسیدن به اهداف شوم دشمنان هستند. به فریب‌خوردگان توصیه می‌كنیم كه مراقب فریب آدم‌هایی كه در بیرون نشسته و این برنامه‌ها را طراحی می‌كنند باشند. رادان همچنین خبر داده كه تعدادی از جوانان كه جمعه همین هفته قصد آب‌بازی در پارك آب و آتش را داشتند دستگیر شدند و می‌گوید: روز جمعه تعداد اندكی از این هنجارشكنان كه قصد آب‌بازی داشتند از سوی پلیس دستگیر شدند. البته اقبال به سوی این گروه بسیار كم شده و افرادی كه با آنها همكاری می‌كنند یا واقعا نادانند یا به قانون بی‌توجه هستند.
    اجازه سوءاستفاده نمی‌دهیم
    خبرهای آب‌بازی در شهرهای مختلف نشان می‌دهد كه آب‌بازی در حال سرایت به شهرهاست اما سردار رادان تاكید می‌كند: پلیس در هر صورت با این افراد برخورد می‌كند. همچنین افرادی كه با قصد و غرض اقدام به آب‌بازی می‌كنند به مراجع قضایی معرفی می‌شوند. جانشین فرمانده نیروی انتظامی هدف این گروه را زشت می‌داند: این افراد به دنبال زشت نشان دادن جامعه هستند و همانند اسم گروه‌شان «گندكشان» كه به درستی برای خود انتخاب كرده‌اند مشخص است می‌خواهند عده‌ای از جوانان ایران را با چهره بد معرفی كنند. البته پلیس با اقدامات اطلاعاتی و انتظامی اجازه چنین سوءاستفاده‌ای را نمی‌دهد و با گردانندگان و افراد اصلی این گروه برخورد می‌كند. كامبیز نوروزی، حقوقدان، در رابطه با این موضوع به «شرق» می‌گوید: نه تنها هیچ عنوان كیفری برای این تفریح وجود ندارد، بلكه در اخلاق عمومی هم كمترین قضاوت منفی‌ای نسبت به آب‌بازی وجود ندارد. از این‌رو بسیار شگفت‌انگیز است كه با آب‌بازی در پارك به این شكل برخورد می‌شود. او معتقد است: با اخباری كه از مراسم آب‌بازی در پارك آب و آتش كه هفتم مرداد بود پخش شد، هیچ استناد قانونی برای تعقیب افراد وجود ندارد و مشمول هیچ نوع عنوان كیفری نمی‌شوند. نوروزی تصریح كرد: در ماه‌های گذشته فرماندهان پلیس سخنانی مطرح كرده‌اند كه از حیث حقوقی محل بحث و تردید است كه فكر می‌كنم باید دقت‌نظر بیشتری داشته باشند.

  • شكایت از مشایی و بقایی در دست بررسی است

    ایلنا: كمیسیون اصل 90 مجلس در حال بررسی شكایت از مشایی و بقایی است. یك عضو كمیسیون اصل 90 با اشاره به شكایت حسن نوروزی، نماینده رباط كریم از مشایی و بقایی، گفت: تاكنون از مجموع 300 صفحه گزارش ارایه شده از سوی آقای نوروزی مواردی از آن برای استعلام از سازمان‌های مختلف انتخاب شده است و در مواردی هم از او درخواست كردیم كه مستندات خود را ارایه كند. سیدفاضل موسوی در گفت‌وگو با ایلنا، تصریح كرد: در حال حاضر كارشناسان كمیسیون در حال بررسی موارد مطرح شده در این شكایت هستند و به صورت مستمر با مسوولان مربوطه در وزارتخانه‌های مختلف اعم از اطلاعات، اقتصاد و دارایی، نیروی انتظامی، دیوان محاسبات كشور و... در ارتباط هستند و موارد مرتبط با حوزه‌های مختلف را استعلام می‌كنند. وی افزود: این مساله برای مردم و كشور مهم است و زمانی‌كه نتایج این تحقیقات مشخص شود، به طور قطع به مردم، مجلس و هر نهاد دیگری كه نیاز باشد، ارایه خواهد شد. عضو كمیسیون اصل 90 مجلس با بیان اینكه با توجه به محتوای 300صفحه‌ای كه از طرف آقای نوروزی ارایه شده است، بیم آن می‌رود كه این مساله در نهایت به نتیجه‌ای نرسد و همین امر باعث استفاده تبلیغاتی عده‌ای از این هیاهو شود، افزود: باید مراقب بود كه درگیر بازی‌های این جریان سیاسی نشد و بهانه‌ای برای تبلیغات به آنها نداد.

     

  • طلای جهان را با حداقل امكانات گرفتم

     

    ختر طلایی كیك‌بوكسینگ ایران در مسابقات قهرمانی جهان آلمان است. با اینكه برای نخستین‌ بار است حضور در این رویداد معتبر را تجربه می‌كند اما به موفقیت مهمی دست‌ یافته كه حالا حرف اول را در میان بانوان كیك‌بوكسینگ‌كار دنیا می‌زند. ناهید مقدم عضو تیم‌ملی كیك‌بوكسینگ زنان در وزن 50 – كیلوگرم است كه در این رقابت‌ها به مصاف حریفان مطرحی از كانادا و آمریكا رفت و مقتدرانه توانست آنها را با اختلاف امتیاز بالا ناك‌اوت كند و صاحب مدال طلا شود. مقدم معتقد است كسب اولین نشان طلای میادین بین‌المللی انگیزه مضاعفی به او داده كه در آستانه 27سالگی بیشتر از هر زمان دیگری به فكر طی كردن پله‌های ترقی افتاده است. وی كه علاوه بر كیك‌بوكسینگ در ورزش‌های رزمی دیگری چون موی‌تای و ووینام فعالیت می‌كند و سابقه حضور در تركیب تیم‌های ملی این رشته‌ها را دارد، این‌بار خود را برای شركت در مسابقات جهانی ووینام كه قرار است اواخر سال جاری در ویتنام برگزار شود، آماده می‌كند.

    ‌اول از مسابقات جهانی آلمان شروع كنیم. فكر می‌كردی قهرمان شوی؟
    راستش را بخواهید زیاد نه. با توجه به اینكه برای اولین بار بود در مسابقات بین‌المللی شركت می‌كردم و از همه مهم‌تر اینكه تجربه حضور در رقابت‌های مهم جهانی را نداشتم آن‌طور كه باید نمی‌توانستم این اطمینان را به خودم بدهم كه صاحب مدال طلا می‌شوم اما می‌دانستم كه دست پر برمی‌گردم.
    ‌سطح رقابت‌‌ها چطور بود؟
    به جرات می‌توانم بگویم سطح مسابقات فوق‌العاده بالا بود. بیشتر كیك‌بوكسینگ‌كاران مطرح 42 كشور دنیا به این رقابت‌ها آمده بودند كه همگی از آمادگی بسیار خوبی برخوردار بودند.
    ‌از حریفانت بگو، رقابت سختی با آنها داشتی؟
    من در مجموع در این مسابقات باید به مصاف دو نماینده از كشورهای كانادا و آمریكا می‌رفتم كه مبارزه جلو حریف آمریكایی از حساسیت بیشتری برایم برخوردار بود. مسابقه من با این ورزشكار در روز قدس بود و همه مسوولان تیم تاكید داشتند كه از تمام توانم استفاده كنم تا پیروز میدان شوم. خوشبختانه بعد از اینكه ملی‌پوش كانادایی را از پیش‌‌رو برداشتم موفق شدم به‌‌رغم همه حساسیت‌ها كیك‌بوكسینگ‌كار آمریكایی را با اختلاف امتیاز بسیار بالای 7‌بر صفر شكست دهم.
    ‌تیم‌های ملی ورزش‌های رزمی بانوان ایران تا پیش از این به دلیل مسایل حجاب، برای حضور در مسابقات برون‌مرزی با موانعی مواجه بودند،‌ آیا این‌بار در این رقابت‌ها با مشكلی مواجه نشدید؟
    تیم ملی كیك‌بوكسینگ بانوان ایران پیش از این فقط یك‌بار در مسابقات جهانی شركت كرده بود كه به چهار‌‌سال قبل برمی‌گردد. با وجود این طی این مدت دختران این رشته آمادگی و تكنیك خوبی برای حضور در میادین مختلف را داشتند اما متاسفانه موضوع حجاب اسلامی عاملی شده بود تا حضور ما در این رقابت‌ها كمرنگ باشد. به همین دلیل مسوولان فدراسیون ورزش‌های رزمی با رایزنی‌ها و پیگیری‌های مكرری كه انجام دادند، توانستند این مشكل را حل كنند و برای همیشه مجوز رسمی حضور بانوان ایرانی كیك‌بوكسینگ‌كار را با پوشش كامل در مسابقات بین‌المللی بگیرند. خوشبختانه همین مساله موجب شد تا ما این بار بدون هیچ مشكلی در رقابت‌های جهانی شركت كنیم. بازتاب این موضوع در مسابقات آلمان به گونه‌ای بود كه حتی مسوولان برگزاری رقابت‌ها در مراسم افتتاحیه بازی‌ها رسما اعلام كردند كه زنان ایرانی از این پس با حجاب در این پیكارها حاضر می‌شوند.
    ‌واكنش تیم‌های شركت‌كننده نسبت به عملكرد دختران ایرانی با حجاب اسلامی چطور بود؟
    خیلی خوب بود. با وجود اینكه آنها اصلا فكرش را هم نمی‌كردند، بتوانیم این‌قدر قوی ظاهر شویم و كل تیم پنج‌نفره‌مان با كسب یك مدال طلا، سه نقره و یك برنز دست پر از مسابقات برگردد، اما واكنش‌های مثبتی نسبت به حجاب‌های ما داشتند. حتی از ما می‌پرسیدند كه آیا مسابقه دادن با این نوع لباس‌ها برایتان سخت است یا آسان. در آخر هم وقتی دیدند تیم‌های‌ ملی مردان و زنان ایران با كسب هشت‌ مدال طلا، سه‌ نقره و چهار برنز قهرمان مسابقات شدند، خیلی راحت اغراق كردند كه ایران بهترین تیم حاضر در این رقابت‌هاست و شایستگی‌هایی بیشتر از این را دارد.
    ‌برگردیم به عقب. چطور شد سراغ رشته‌های رزمی رفتی؟
    من 10سال پیش فعالیت ورزشی‌ام را در رشته بسكتبال شروع كردم. در مجموع مدت دوسال در یكی از باشگاه‌‌های محل سكونتم بسكتبال بازی كردم. بعد از این به‌دلیل اینكه مربی‌ای در این باشگاه وجود نداشت تا در این رشته فعالیتم را ادامه بدهم تصمیم گرفتم سمت رشته‌های رزمی بروم؛ چراكه آن زمان در این سالن ورزشی فقط مربی‌های متخصص این رشته بودند كه بچه‌ها را تمرین می‌دادند. به این ترتیب كارم را در ورزش‌های رزمی در سه رشته موی‌تای، ووینام و كیك‌بوكسینگ شروع كردم.
    ‌چند سال از فعالیتت در این رشته‌ها می‌گذرد؟
    در مجموع هفت‌سال، اما چهار‌سال است كه عضو تیم‌ملی كیك‌بوكسینگ هستم. البته در این مدت در مقاطعی عضو تیم‌های موی‌تای و ووینام هم بوده‌ام.
    ‌كدام‌یك از این رشته‌ها را بیشتر دوست داری؟
    كیك‌بوكسینگ را بیشتر دوست دارم چون فكر می‌كنم در آن موفق‌تر هستم.
    ‌ در موی‌تای و ووینام هم عناوینی داری؟
    بله، تا پارسال نفر اول مسابقات قهرمان كشوری در موی‌تای بودم. در حال حاضر هم علاوه بر كیك‌بوكسینگ نفر اول ووینام زنان ایران نیز هستم.
    ‌در حال حاضر چه برنامه‌ای دارید؟
    الان باید در مسابقات قهرمانی كشوری ووینام شركت كنم تا به اردوی تیم‌ملی راه یابم. مسابقات قهرمانی جهان ووینام اواخر سال‌جاری در ویتنام برگزار می‌شود. دوست دارم در این رقابت‌ها هم به مدال طلا برسم.
    ‌ حضور پشت سر هم در اردوهای این سه رشته تكنیك‌هایتان را با مشكل روبه‌رو نمی‌كند؟
    نه، به دلیل اینكه تمرین‌هایمان تقریبا شبیه به هم است.
    ‌كیفیت اردوهای تیم‌ملی چطور است؟
    تقریبا خوب است، اما باید توجه مسوولان به آن بیشتر شود. ما همیشه از امكانات فدراسیون استفاده نمی‌كنیم زمانی كه اعزام داشته باشیم، به اردو می‌رویم. مثلا پیش از مسابقات آلمان 20روز در اردو بودیم. سالن مجموعه ورزشی آزادی جای خوبی برای تمرین كردن است اما به وسایل و امكانات رشته كیك‌بوكسینگ مجهز نیست.
    ‌از لحاظ مربی مشكل ندارید، نیازی به حضور مربیان خارجی نمی‌بینید؟
    مربیان ما خوب هستند. همین نتایجی كه ما به دست آورده‌ایم با استفاده از علم همین مربیان داخلی بوده است. اما با توجه به اینكه این قابلیت‌ در بین ورزشكاران رزمی ایران وجود دارد كه پیشرفت‌های بهتر را داشته باشند، خوب است كه مسوولان فدراسیون از حضور مربیان خارجی این رشته‌ها كه با علم روز ورزش‌های رزمی دنیا به روز هستند، استفاده شود.
     ‌پس زمانی كه در اردو نیستید كجا تمرین می‌كنید؟
    در باشگاه‌های خصوصی. خود من در باشگاهی در قلعه‌حسن‌خان تمرین می‌كنم.
    ‌چقدر برای این كار هزینه می‌كنید؟
    من چون خودم در آنجا رزمی‌كاران نوجوان و جوان را تمرین می‌دهم و مربی هستم، هزینه‌ای پرداخت نمی‌كنم. اما بقیه بچه‌ها باید برای استفاده از سالن پول بدهند.
    ‌نگاه مسوولان ورزش را نسبت به رشته‌های رزمی چطور می‌بینی؟
    متاسفانه به‌‌رغم اینكه رشته‌های رزمی مدت‌هاست در بخش بانوان كشور راه‌اندازی شده اما آن‌طور كه باید مسوولان مربوطه توجهی به آن نمی‌كنند. اما با این حال من و امثال من ماندیم تا بقیه نفراتی كه فعالیت‌شان را در این ورزش‌ها شروع می‌كنند، پشتوانه‌ای داشته باشند. به واقع باید گفت ما با همین امكانات محدودی كه داریم تا به اینجای كار خیلی حرفه‌ای جلو رفته‌ایم و قهرمان دنیا شده‌ایم. تجهیزاتی كه در حال حاضر در باشگاه‌های خصوصی این رشته‌ها هم وجود دارد، محدود است و جوابگوی نیاز ورزشكاران نیست.
    ‌حقوق هم از فدراسیون می‌گیرید؟
    فقط زمانی كه در اردو باشیم.
    ‌چقدر است؟
    درست اطلاع ندارم اما مبلغش زیاد نیست.
    ‌مسابقات لیگ هم برای بانوان رزمی‌كار برگزار می‌شود؟
    نه، اما مسوولان قولش را داده‌اند كه در سال جاری آن را راه‌اندازی كنند. مسابقات ما محدود به قهرمان كشوری است. اگر این رقابت‌ها به جریان بیفتد مطمئنا با پیشرفت قابل ملاحظه‌ای روبه‌رو می‌شویم. البته قرار است ایران در آبان‌ماه امسال میزبان یك دوره مسابقات جهانی ورزش‌های رزمی در قشم یا كیش باشد.
    ‌و حرف آخر...
    فقط نیازمند حمایت هرچه بیشتر مسوولان نسبت به این رشته هستیم.

  • چراغ سبز فیفا به فوتبال زنان ایران: لباس جدید طراحی کنید

     

    نایب‌رییس فدراسیون فوتبال در امور بانوان از طراحی لباس جدید برای ملی‌پوشان فوتبال زنان خبر می‌دهد. فریده شجاعی، نایب‌رییس فدراسیون فوتبال در امور بانوان صحبت‌های قدیمی خود را دوباره تكرار می‌كند و البته این بار لابه‌لای صحبت‌هایش روزنه‌هایی از امید پیدا می‌شود. شجاعی مجددا در رابطه با موضوع حجاب و پوشش بازیكنان فوتبال بانوان و محرومیت تیم ملی دختران در مرحله دوم انتخابی المپیك می‌گوید: «من خودم دیداری با سپ بلاتر داشته‌ام و حتی عنوان كردم شما كه شعارتان «فوتبال برای همه است» چگونه در رابطه با این موضوع (پوشش) این‌گونه برخورد می‌كنید؟! حتی در دادگاه فیفا هم شركت كردیم و همه راه‌ها طی شده است.» به گفته شجاعی 57 كشور اسلامی اعلام كرده‌اند كه در مسابقات با حجاب اسلامی شركت می‌كنند و در مجموع رایزنی زیادی برای حضور محجبه‌ها در میادین بین‌المللی فوتبال انجام شده است. ظاهرا فیفا طراحی یك لباس جدید را پیشنهاد داده است تا این طراحی مورد ارزیابی قرار گیرد. به همین دلیل فدراسیون فوتبال كشورمان در حال طراحی لباس جدید برای بازیكنان فوتبال بانوان است تا در صورت تصویب در آینده بازیكنان با لباس‌ جدید بازی ‌كنند. همچنین نایب‌رییس فدراسیون فوتبال از وضعیت تیم ملی فوتبال بانوان این‌گونه خبر می‌دهد: «شرایط بسیار خوب است و بازیكنان آماده هستند. قرار است پنج اردو دیگر هم برای تیم برگزار شود كه البته این اردوها كوتاه خواهند بود تا بازیكنان بتوانند در روزهای پنجشنبه و جمعه برای باشگاه‌های خود بازی كنند. با برگزاری این شش اردو، تیم ملی تركیب اصلی خود را پیدا خواهد كرد.» نایب‌رییس فدراسیون فوتبال بر این باور است كه فوتبال زنان ایران در غرب آسیا حرف اول را می‌زند و در آینده پیش رو تنها حریف جدی ایران تیم ملی اردن است. ضمن آنكه تیم‌های بحرین، سوریه و فلسطین هم با تمرین‌هایی كه داشته‌اند، خوب رشد كرده‌اند و به نظر می‌آید بازی‌های آسیایی بازی‌های آسانی نیست. به گفته شجاعی تیم ملی فوتبال بانوان ایران با انگیزه در این مسابقه‌ها ظاهر خواهد شد و با توجه به وضعیت حجاب بازیكنان ثابت خواهد كرد كه یكی از قدرت‌های مطرح در سطح آسیاست. تیم ملی قرار است در تاریخ 9 مهر به ابوظبی سفر كند و با توجه به اینكه تنها یك ماه تا آغاز مسابقات آسیایی فرصت باقی نمانده، امكان برگزاری اردو خارج از كشور وجود ندارد. البته پیش از این تیم اردن هم از ایران دعوت كرد كه بازی دوستانه‌ای با آنها داشته باشد اما با توجه به زمان كم، هماهنگی‌های لازم در این‌باره انجام نشد. در پایان شجاعی درباره وضعیت تیم فوتسال بانوان هم صحبت‌هایی می‌كند: «تیم فوتسال بانوان برای شركت در بازی‌های المپیك 2013 كه در ازبكستان برگزار خواهد شد، آماده می‌شود كه در این رابطه در چند تورنمنت شركت خواهیم كرد. از چهارم تا هشتم دی تیم روسیه برای برگزاری اولین تورنمنت به ایران می‌آید. سرمربی تیم ملی فوتسال هم برنامه اردویی تیم را داده است كه بر اساس برنامه تمرین‌های این تیم انجام خواهد شد.» نایب‌رییس فدراسیون فوتبال درباره اینكه آیا استفاده از بازیكنان فوتسال در بازی‌های فوتبال حركتی درست است یا خیر، پاسخ می‌دهد: «برای كشورهایی همچون ما كه فوتبال بانوان را تازه آغاز كرده‌ایم، استفاده از بازیكنان كلیدی به صورت مشترك در این دو تیم خوب است. حتی تیم‌های دیگری همچون اردن هم دارای پنج بازیكن فیكس در فوتبال هستند كه این بازیكنان در فوتسال هم بازی می‌كنند. البته از سال آینده بازیكنان فوتبال و فوتسال بانوان تفكیك خواهند شد. در حال حاضر با توافق صورت‌گرفته دو، سه بازیكن فوتسال كه در مسابقه‌ها نیستند، در بازی‌های فوتبال بانوان شركت می‌كنند كه این افراد در سال آینده باید تصمیم بگیرند كه قصد ادامه بازی در فوتسال را دارند یا فوتبال.» شجاعی درباره وضعیت انتخاب مربی برای تیم‌های فوتبال و فوتسال بانوان می‌گوید كه خوشبختانه با كمك وزارتخانه نشستی با تمام كسانی كه دارای مدرك مربیگری B هستند، برگزار شد و هشت مربی انتخاب شدند. در حال حاضر درخواست جذب مربی ‌از اوكراین داده‌ شده است كه البته هنوز حضور این مربی قطعی نیست: «بهترین مربی‌ها مرد هستند كه نمی‌توانیم از آنها استفاده كنیم و اگر بخواهیم مربی خانم در سطح معمولی بیاوریم، می‌توانیم از مربی‌های ایرانی استفاده كنیم. البته مربی خیلی خوب خانم هم هستند كه برخی از آنها حاضر نبودند كه با رعایت حجاب در تیم‌ ما حضور یابند.»

     

  • جزئیات تازه از متهم اختلاس سه هزار میلیارد تومانی

     آینده نوشت:
     

    در حالی که پرونده اختلاس سه هزار میلیارد تومانی به بزرگترین پرونده مفاسد اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی تبدیل شده است، خبرنگار «آینده»، جزئیات تازه ای از متهم ردیف نخست این پرونده را منتشر می کند.

    ا.خ، متهم اصلی این پرونده که یک ایرانی ساکن آلمان بوده است، در دولت نهم با دریافت برخی چراغ سبزها برای فعالیت اقتصادی به ایران بازمی گردد و کل سرمایه خود را که حدود یک میلیون دلار بوده است، به ایران می آورد.

    وی با ایجاد برخی روابط و معاملات، این سرمایه را چند برابر کرده و مجددا به آلمان باز می گردد و پس از استفاده از این سرمایه در آلمان و گشترش فعالیتهای خود، به ایران نقل مکان کرده و اقدام به تاسیس شرکتهای زنجیره ای متعدد می نماید و با هر شرکت نیز اقدام به دریافت وام های هنگفت بانکی، خرید شرکتهای دولتی با پیش قسط حاصل از  وجوه سیستم بانکی و گشایش اعتبارهای مکرر می نماید.

    روش ا.خ برای دریافت وام و مصون بودن از برخورد، به کارگیری افراد بازنشسته و صاحب نفوذ در برخی دستگاههای حساس نظام و استفاده از آنان به عنوان اعضای هیات مدیره بوده است.

    در جریان تاسیس بانک آریا نیز این فرد بر خلاف قانون که بایستی 50 درصد از سهام بانک به صورت پذیره نویسی آزاد باشد، بیش از نود درصد سهام این بانک را به نام نزدیکان خود ثبت می نماید.

    جزئیات دیگر به دست آمده، حاکی از آن است که با وجود همه تدابیر و ارتباطات ویژه ا.خ، سر زدن یک اشتباه از سوی وی، باعث به جریان افتادن این پرونده شده است.

    وی در تماس با مدیر خوزستان بانک صادرات، از وی می خواهد به دلیل مشکل نقدینگی، تایید یک ال.سی (توافقنامه پرداخت ارزی) به مبلغ سی میلیارد تومان مربوط به شرکت وی در بانک صادرات را انجام دهد.

    مدیر بانک ابتدا با توجه به اعتبار و گردش مالی بالای ا.خ در این بانک، موضوع را می پذیرد، اما وقتی به اسناد مراجعه می کند، متوجه می شود هیچ درخواست ال سی به نام وی و شرکتش ثبت نشده است. بنابراین به موضوع مشکوک شده و به بانک صادرات مستقر در شرکت فولاد مراجعه می کند و در بازرسی از آنجا متوجه می شود طی دو سال گذشته، حدود سه هزار میلیارد تومان ال سی صوری توسط این شعبه برای ا.خ صادر شده است.

    گفته می شود اگرچه رقم اختلاس این پرونده سه هزار میلیارد تومان اعلام شده، اما این رقم تنها مربوط به بخشی از تخلفات ا.خ است و با ادامه تحقیقات، ابعاد این پرونده در بانکها و موارد دیگر افزایش یافته است.

     

  • رویترز ادعا کرد:

    چین از سرمایه گذاری در پروژه های نفت و گاز ایران دست کشیده است

    رویترز نوشت: با توجه به ایتکه چین تنها قدرت بزرگ در جهان است که می تواند در ایران سرمایه گذاری کند، تهران نیاز دارد که این کشور  به سرمایه گذاری خود در پروژه های نفت و گاز ادامه دهد.  از دست دادن این کشور برای ایران ریسک زیادی دارد.

    کاهش سرمایه گذاری پکن در ایران برای کاهش تنش بین چین و امریکا از اواخر سال 2010 شروع شد. چین در پی جلوگیری از تحریم شرکت های این کشور توسط امریکا است.

    همچنین، اوباما و اعضای کابینه اش چین را تحت فشار گذاشته اند تا این کشور در جلوگیری از فعالیت های هسته ای ایران کمک بشتری کند. جو بایدن معاون اوباما در سفری که به چین داشت در این باره مذاکراتی با مقامات این کشور داشت.

    تهران به شرکت های چینی هشدار داده ست که انها نیاز دارند که در پروژهای انرژی ایران تا پایان کار حضور داشته باشند.  تنش های تجاری بین ایران و چین بر سر شروط چینی ها در سال جاری افزایش یافته است.

  • مازیار ناظمی مجری تلویزیون در وب لاگ خودش می نویسد :

    قرار نبود گفت وگوی ما ورزشی شود . رئیس شورای شهر تهران میهمان ما در برنامه تهران ۲۰ بود زنگ زدم حبیب كاشانی تا در مورد مسایل كلانشهر تهران حرف بزنیم . بحثمان كشید به فوتبال و پرسپولیس ، سوال كردم در هیات مدیره ماندنی هستید ؟ گفت كسی تا حالا به من نگفته كار من تمام شده البته همین الان هم بگن برو مشكلی ندارم هر چه در توان داشتم  برای پرسپولیس و مردم انجام داده ام . گفتم چرا باقی پول دایی را نمی دهی ؟ گفت : بروید سوال كنید تا حالا پول چه كسی را نداده ام ، از هتل و آژانس هواپیمایی و بازیكن سوال كنید كه من بد حساب بوده ام ؟ همین آقای كرانچار موقعی كه تصفیه می كرد ۱۰ هزار دلار از قراردادش ماند و از ایران رفت . هماهنگ كردم با رضا چلنگر پولش را دادم تا به او برساند از چلنگر سوال كن وقتی كرانچار باقی پولش را گرفت بغض گلویش را گرفته بود. من پول كرانچار مسیحی را داده ام چرا باید باقی پول یه بچه مسلمون را ندم . ایشون پاداش ۱۰۰ میلیونی قهرمانی در جام حذفی و ماشین پژو را گرفته از قراردادش با پرسپولیس هم ۷۰ درصدش را گرفته ، الان هفت ماه و نیمه وزارت ورزش به ما پول نداده ، مطمئن باشید به محض اینكه پول بدهند اول مطالبه سرمربی سابق و محترم را پرداخت میكنم .ایشان كه هفتصد میلیون را به هواداران می بخشد این چند روز را هم صبر كنند.

     


  • به مسوولان بیدارباش اعلام می‌كنم
    پنج مـاه در ایـران هستم اما تغییری ندیدم!

     

    سرمربی تیم ملی فوتبال ایران به شدت از عملكرد فدراسیون بخاطر پشتیبانی نكردن لازم از تیم ملی انتقاد كرد.

    كارلوس كی‌روش پس از تمرین صبح امروز (شنبه) تیم ملی فوتبال ایران در گفت‌وگوی اختصاصی با  (ایسنا)، با اعلام هشدار به مسوولان فوتبال كشور اظهار كرد: وقتی ما می‌توانیم انتظار تغییر نوع بازی تیم ملی ایران را داشته باشیم كه در خارج از مستطیل سبز هم از این تیم پشتیبانی و حمایت‌های كافی صورت بگیرد. من بعد از پنج ماه حضور در ایران با وجود تلاش‌ها و نگرش افراد حاضر در فدراسیون به ویژه رییس فدراسیون اما عملا تغییر خاصی در وضعیت پشتیبانی تیم ملی ندیدم. در این شرایط كار كردن بسیار دشوار خواهد بود چرا كه كشورهای دیگر نمی‌ایستند و روز به روز در حال پیشرفت هستند. باید هم در برنامه‌های كوتاه‌مدت و هم درازمدت از تیم ملی حمایت شود.

    وی در پاسخ به این سوال كه آیا این انتقادها را به رییس فدراسیون منعكس كرده‌اید و چه جوابی شنیدید، گفت: این سوال را اصلا از من نپرسید. پاسخ این سوال را باید كسانی بدهند كه وظیفه حمایت از تیم ملی را دارند. از تیم ملی حمایت لازم انجام نمی‌شود؛ 207 كشور در جهان هستند كه می‌خواهند به جام جهانی راه پیدا كنند اما در آخر فقط 32 تیم به این رقابت‌ها راه پیدا می‌كنند. همه كشورها می‌خواهند به مقصد نهایی‌شان یعنی حضور در جام جهانی برسند و هر روز بیشتر از گذشته تلاش می‌كنند. پیشرفت‌های زیادی در كشورهای مختلف دیده می‌شود لذا ما كار آسانی در پیش نداریم. فقط بهترین‌ها هستند كه به جام جهانی می‌رسند؛ بهترین بازیكنان،‌ بهترین مربیان، بهترین تمرین‌ها، بهترین تیم‌ها، بهترین حمایت‌ها و بهترین مدیران!

    كی‌روش در پاسخ به این سوال كه با این وضعیت چقدر می‌توان به موفقیت تیم ملی امیدوار بود؟ به ایسنا گفت: نمی‌دانم. فقط می‌توانم به مسوولان فوتبال ایران هشدار دهم و به آنها بیدارباش اعلام كنم كه بحث حمایت از تیم ملی را جدی بگیرند. من این مسایل را فقط بخاطر احساس مسوولیت نسبت به تیم ایران، مطرح می‌كنم.

    وی در واكنش به اینكه با این شرایط می‌توان نسبت به بحث انتخاب سرمربی تیم جوانان از وی سوالی پرسید، سری تكان داد و گفت: من هنوز نمی‌توانم به طور صددرصد روی تیم خودم متمركز شوم حالا با این وضعیت چطور برای تیم جوانان تصمیم‌گیری كنم؟! هنوز اوضاع و احوال رسیدگی به تیم بزرگسالان خوب نیست و فكرم را به شدت مشغول خود ساخته، پس چگونه می‌توانم درباره تیم جوانان فكر كنم؟! برای همین پاسخی برای سوال شما ندارم.

    كی‌روش در ادامه این گفت‌وگو درباره بحث فنی دیدار تیم ایران برابر اندونزی با گذشت یك روز از برگزاری آن، اظهار كرد: فقط می‌توانم بگویم وقتی دوباره به عملكرد بازیكنان در مسابقه دیشب نگاه می‌كنم در می‌یابم آنها واكنش‌های خوبی داشتند، خیلی راحت و باهوش كار كردند و تنها به همین دلیل موفق شدند به گل برسند.

    وی درباره تساوی تیم‌های قطر و بحرین و بازی سه شنبه تیم ملی برابر قطر خاطرنشان كرد: این تساوی نمی‌تواند معنای خاصی برای ما داشته باشد. این نتیجه فقط نشان می‌دهد هر دو تیم پیشرفت كردند چرا كه قطر حریف قوی برای تیم ما خواهد بود. آنها در كشورشان نمی‌خواهند بازنده باشند و این شرایط مصاف با این تیم را مشكل می‌كند. اگر بازیكنان تیم ایران مانند بازی دیشب با اعتماد به نفس بالا ظاهر شوند می‌توان انتظار موفقیت را داشت.

    سرمربی تیم ملی در پاسخ به این سوال كه آنچه از عملكرد تیم ملی دیده می‌شود هنوز نشانی از تاثیرات فنی و تاكتیكی حضور كارلوس كی‌روش ندارد و اینكه چه مقدار زمان نیاز است تا چنین تاثیری به چشم آید؟ به ایسنا گفت: موفقیت در فوتبال چند بخش دارد؛ یك بخش درون مستطیل سبز است كه كارهای خوبی انجام شده و پیشرفت قابل توجهی داشتیم. من از تعهد و انگیزه بالای بازیكنان راضی هستم و معتقدم با این رویه به لحاظ فنی حركت روبه جلو خواهیم داشت تا در نهایت به جایی برسیم كه همه هواداران از تیم‌شان به رضایت برسند؛ اما در بیرون مستطیل سبز همانطور كه گفتم باید حمایت‌های عملی جدی از تیم ملی شود. اگر حمایتی نباشد پیشرفت فنی هم در كار نخواهد بود چرا كه این موضوع اهمیت زیادی دارد و پای تیم ملی یك كشور در میان است.

    كی‌روش خاطرنشان كرد: اما مربیگری در فوتبال ثابت كرده كه ظهور تاثیرات فنی و تاكتیكی یك مربی بر بازیكنان و تیمش یا سبك فوتبال یك كشور ممكن است سال‌ها طول بكشد. بازیكنان ایرانی عملكرد قابل قبولی دارند و میل به پیشرفت در آنها وجود دارد و تنها باید كار كرد و منتظر ماند تا به وضعیت ایده‌آل رسید.

     

  •  

    کیانی: از رفتارم پشیمان نیستم و به تمرین هم نمی‌روم

    فارس نوشت:
     

    هافبک تیم فوتبال تراکتورسازی گفت:«قلعه‌نویی با لحن بدی حرف زد و من هم جوابش را دادم.»
    مهدی کیانی درباره درگیری لفظی اش با امیر قلعه نویی گفت:« خودم هم مانده ام چرا این گونه شد. من اصلا با باغ آبادی مربی تیممان حرفم نشده بود. اگر باغ آبادی زیر حرفش نزند شاهد ماجرا بود. او گفت برای نیمه دوم استراحت کن. من گفتم می شود به بازی ادامه دهم که به یکباره امیر قلعه نویی با لحن بدی به من گفت:« برو بیرون ببینم.»
    او ادامه داد:« از این نوع حرف زدن قلعه نویی تعجب کردم و به او گفتم چرا این گونه صحبت می کند. من حرف بدی نزدم اما به لحن بدتری به من گفت :« برو گمشو بیرون.» وقتی این طور حرف زد عصبانی شدم و جوابش را دادم.»

    کیانی ادامه داد:« حتی اگر من به باشگاه سپرده نمی شدم خودم تصمیم داشتم در تمرین شرکت نکنم.از رفتارم پیشمان نیستم چون انتظار این برخورد را نداشتم. اگر هم مقابل استقلال بازی نکنم سر حرفم هستم.»

  • تو این هیکل رو می‌خوای چه کار ؟ غیر از اینه که می‌خوای ببری تو قبر یا اینکه می‌خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن.
    آفتاب: استاد معروف دانشگاه در اظهاراتی که شب گذشته از شبکه یک سیما پخش شد با اشاره به موضوع ازدیاد جمعیت و زاد و ولد در جامعه گفت: هم‌اکنون برخی خانم‌ها می‌گویند بچه‌دار نمی‌شویم برای اینکه هیکل‌مون به هم می‌خوره‌. ای مرده‌شور ببره هیکلت رو. مگه هیکلت رو می‌خوای ببری آخرت‌؟ تو این هیکل رو می‌خوای چه کار؟ غیر از اینه که می‌خوای ببری تو قبر یا اینکه می‌خوای هیکلت رو ببری تو خیابون نشون بدی. استفاده هیکلت برای شوهرته و البته شوهرت برای توئه و برای بچه آوردن."*

    به گزارش عصر ایران، رحیم‌پور ازغدی علاوه براستادی دانشگاه، عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز هست که صداوسیما مدتی است به‌صورت گسترده سخنرانی‌های مختلف وی را به‌طور کامل پخش می‌کند.

    رحیم‌پور‌ ازغدی در ادامه سخنانش گفت: من نمی‌گویم که خانواده‌ها زیاد بچه بیاورند
    بعضی خانواده‌ها 20 تا هم بچه بیاورند کم است بعضی دیگر 2تا هم زیاده. من خودم خانواده افغانی فقیری رو می‌شناسم که در یک اتاق زندگی می‌کنند و بچه‌های زیادی هم دارند.
    یا کم. ولی بعضی خانواده‌ها 20 تا هم بچه بیاورند کم است بعضی دیگر 2تا هم زیاده. من خودم خانواده افغانی فقیری رو می‌شناسم که در یک اتاق زندگی می‌کنند و بچه‌های زیادی هم دارند. هر کدام رو نگاه می‌کنم بهتر از دیگری. همه نخبه و اعجوبه. آیا می‌توان به این خانواده بگویی که بچه زیاد نیار؟ من این سیاست رو که به‌طور کلی به همه بگوییم بچه زیاد نیاورید مخالفم.

    وی همچنین در سخنرانی‌اش خطاب به خانم‌ها اضافه می‌کند: شما نباید از مسولیتت کنار بروی برای تربیت بچه. بعضی ها می گویند ما حوصله نداریم شب بیدار بشیم و به بچه رسیدگی کنیم ولی این وظیفه شماست. این که دلیل نمیشه که خانم‌ها به‌خاطر سختی بچه نگه داشتن و خراب شدن هیکل‌شون بچه‌دار نشن. در غرب دولت‌ها می‌گویند که آقا ما سوبسید می‌دهیم که شما بچه بیاورید و برای هزینه‌هاش ولی آنجا می‌گویند که نه، نمی‌صرفه برامون. 

    آیا جناب استاد متوجه نیست که بچه‌دار شدن یا نشدن، یک تصمیم شخصی است و اگر خانمی نخواهد باردار شود، ایشان چه حقی برای خودش قائل است که با الفاظ زشتی مانند "مرده شور هیکلت را ببرد" اهانت نماید و بدتر از آن، رسانه ملی هم این سخنان را به جمع خانواده‌ها ببرد!

    آیا اگر زنی به زیبایی و تناسب اندام خود اهمیت دهد، باید متهم شود که می‌خواهد در خیابان‌ها برای مردان جلوه‌گری کند؟!

    این چه نگاه سخیفی است که برخی مردان به جنس زن دارند و شأن و شخصیت زن را در حد تولید مثل و وسیله‌ای برای تمتعات جنسی تقلیل می‌دهند؟ 

    ای کاش این افراد، با صدای بلند بگویند که گفته‌های‌شان صرفاً نظرات شخصی است!
  • آفتاب:‌ دوشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۰، مجری  صدا و سیما از آقای اوریا درباره «توافقنامه امنیتی آمریکا و افغانستان» سوال کرد، اما گفت‌و‌گوی فضل الرحمن اوریا، کارشناس مسایل سیاسی افغان و خبرنگار در کابل با شبکه خبر نیمه‌کاره ماند.

    به دویچه‌وله گفت: « قرار بود ۲۰ دقیقه صحبت ‌کنم که فقط ۲ دقیقه و ۱۶ ثانیه از آن پخش شد. ۱۷دقیقه و چند ثانیه دیگر به من بده‌کارند. اگر شبکه‌ی خبر بقیه صحبت من را پخش نکند، مجبور هستم به خاطر اعاده‌ی حیثیت خود به نهادهای بین‌المللی از جمله سازمان ملل متحد مراجعه و شکایت کنم.»
     
  • آفتاب: داستان آزار یک پرستار خانواده "هانیبال قذافی" که این روزها مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته نمونه‌ای از اوج قساوت قلب و وحشی‌گری خاندان دیکتاتور لیبی است. 

    نام "هانیبال قذافی" پسر پنجم دیکتاتور لیبی در سال 2008 به‌دلیل آزار و اذیت یک زن در ژنو بر سر زبان‌ها افتاد. در این پرونده هانیبال و همسرش "الین" به آزار و شکنجه خدمتکار یک هتل متهم شدند، اما به‌دلیل اعمال نفوذ قذافی و اعمال فشار به دولت سوئیس از محاکمه در سوئیس گریختند.
    اما این بار روحیه حیوانی و تمایلات سادیستی این خاندان با برملا شدن رفتار وحشیانه هانیبال و همسرش با یک پرستار کودکان در اقامت‌گاه‌شان در طرابلس بار دیگر مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته است.

    شبکه تلویزیونی سی ان ان در گزارشی از این مسأله پرده برداشته و نوشت: "شویگا مولاه" پرستار کودکان هانیبال با انواع آزار و اذیت از سوی وی و همسرش مواجه شده است. خبرنگار سی ان ان با این زن 30 ساله اهل اتیوپی که با سر و صورتی زخمی در بیمارستانی در طرابلس نگهداری می‌شود مصاحبه کرده است.

    وی که در خانه‌ای کنار ساحل غربی طرابلس متعلق به هانیبال قذافی پیدا شده و به این بیمارستان آورده شده می‌گوید یک سال پیش برای کار به لیبی آمده و به عنوان پرستار دختر کوچگ هانیبال به خانه وی رفته است.

    مولاه داستان‌های زیادی در مورد رفتار وحشیانه خانواده هانیبال تعریف می‌کند از جمله این که یک روز پس از آن که از انجام خواسته الین برای کتک زدن دخترش سر باز زده، وی دیگی از آب جوشان را روی سرش ریخته است.

    وی می‌افزاید: همسر هانیبال مرا به حمام برد، دست‌ها و پاهایم را بست، دهانم را نوارپیچ کرد و سپس دیگی از آب جوشان را روی سرم ریخت. این در حالی است که با وجود زخمی شدن این پرستار در این حادثه، آزار وی از سوی این خانواده همچنان ادامه یافته است.

    به گفته مولاه پس از این اقدام که سه ماه پیش رخ داده الین سه شبانه‌روز به آزار وی ادامه داده است. همسر هانیبال قذافی این پرستار را از خانه بیرون کرده و به دیگر خدمتکاران هشدار داده هر‌کسی به وی کمک کرده و یا غذا بدهد، سرنوشت مشابهی در انتظارش خواهد بود.

    سرانجام یک نیروی محافظ با دیدن شرایط دل‌خراش مولاه وی را به بیمارستان منتقل می‌کند اما الین پس از اطلاع از این موضوع وی را تهدید می‌کند اگر این کار تکرار شود، دستور تیرباران وی را می‌دهد. یکی از همکاران این پرستار با تایید سخنان وی اضافه می‌کند که مولاه بارها توسط خانواده هانیبال کتک خورده و با چاقو زخمی شده است.

    گفتنی است پس از سقوط طرابلس بدست انقلابیون و فرار قذافی از این شهر، گزارش‌ها از فرار اعضای خانواده دیکتاتور لیبی از جمله هانیبال قذافی به الجزایر حکایت دارد.

    نمونه‌‌ای از قساوت خاندان قذافی؛ پرستاری که با آب جوش سوزانده شد+تصویر

  • آفتاب: رئیس‌جمهوری فرانسه در اظهاراتی مدعی شد برنامه هسته‌ای ایران ممکن است باعث شود حمله پیش‌گیرانه‌ای به این کشور صورت گیرد. 

    به گزارش خبرگزاری فرانسه، "نیکلا سارکوزی" روز چهارشنبه مدعی شد تلاش‌های ایران برای ساخت موشک‌های دوربرد و تسلیحات هسته‌ای می‌تواند به انجام حملات پیشگیرانه از سوی کشورهایی به این کشور منتهی شود.

    رئیس‌جمهوری فرانسه نگفت که کشور حمله کننده به ایران ممکن است چه کشوری باشد.

    وی همچنین مدعی شد: برنامه‌ هسته‌ای و موشکی ایران باعث ایجاد تهدید فزاینده‌ای شده که ممکن است به یک حمله پیشگیرانه علیه ایران شود. این حمله بحران بزرگی را به وجود می‌آورد که فرانسه می‌خواهد به هر نحوی از آن جلوگیری کند.

    باوجود آنکه ایران بارها در مذاکرات با گروه ۱+۵ درباره مسایل مختلف و همچنین برنامه هسته‌ای شرکت کرده و همواره آمادگی خود را برای تداوم گفت‌وگوها ابراز داشته است سارکوزی در ادامه گفت ایران از مذاکره جدی سر باز می‌زند و به اقدامات تحریک‌آمیز دست می‌زند.

    وی در جمع سفرای فرانسه در دیگر کشورها همچنین گفت پاریس با دیگر هم‌پیمانان خود برای جلب حمایت بین‌المللی به منظور تحریم‌های بین‌المللی شدیدتر علیه ایران همکاری خواهد کرد تا جمهوری اسلامی را مجبور کند از برنامه غنی‌سازی خود عقب‌نشینی کند.
  • ترکیه سفیر اسرائیل را اخراج و توافق‌های نظامی با این کشور را معلق کردآفتاب: همزمان با انتشار جزئیات تحقیق یک هیئت سازمان ملل درباره حمله مرگبار سال گذشته کماندوهای اسرائیلی به کاروان دریایی امدادی عازم غزه،

    مقام‌های دولت ترکیه همچنین در آنکارا اعلام کرده اند که ترکیه اجرای تمامی توافق‌های نظامی با اسرائیل را به حال تعلیق در آورده است.

    احمد داوداغلو، وزیر امورخارجه ترکیه گفته است که بخش‌هایی از گزارش تحقیقی سازمان ملل پذیرفتنی نیست. 

    ترکیه از اسرائیل خواسته است بابت این حمله پوزش بخواهد ولی اسرائیل این درخواست را نپذیرفته است. 

    روز ۳۱ مه سال ۲۰۱۰ کماندوهای اسرائیلی به یک کاروان دریایی متشکل از شش کشتی حامل فعالانی که حصر زمینی و دریایی نوار غزه را غیرقانونی می دانستند حمله کردند. 

    در این عملیات، ۹ نفر از سرنشینان کشتی جان خود را از دست دادند که هشت نفر از آنان شهروندان ترکیه بودند و یکی از آنان تابعیت دوگانه آمریکا و ترکیه را داشت.
  • "آقای منصور ارضی! مگر اینجا تگزاس است"
    "آقای منصور ارضی! مگر اینجا تگزاس است"
    آقای منصور ارضی چه مقام سیاسی، دولتی، قضایی و امنیتی است که حکم و فتوای قتل برای آن شخص (مشایی) صادر می کند و قول می دهد دیه خون طرف را هم بپردازد؟ مگر می توان در تکیه نشست و فتوای قتل مردم آن هم یک مقام دولتی را داد.

    خسرو معتضد در یادداشتی که سایت روزنامه قدس آن را منتشر کرده و به تهدید اخیر مشایی توسط منصور ارضی اختصاص دارد، نوشت:

    آقای منصور ارضی چه مقام سیاسی، دولتی، قضایی و امنیتی است که حکم و فتوای قتل برای آن شخص (مشایی) صادر می کند و قول می دهد دیه خون طرف را هم بپردازد؟ مگر می توان در تکیه نشست و فتوای قتل مردم آن هم یک مقام دولتی را داد.

    من از یک مداح اهل بیت(ع) انتظار نداشتم، این گونه حرف بزند. این دوست محترم باید به کار ارزشمند خود بپردازد. برادر مداح ما در این دوره وانفسا، باید مردم را از زن کشی و بچه کشی و شوهرکشی و مردم آزاری بازدارد، نه اینکه خود بیاید و فتوای قتل بدهد. من درصدد دفاع از رئیس دفتر ریاست جمهوری نیستم، اما تهدید مردم کار خوبی نیست و بویژه از سوی کسی که مداح و ذاکر دین است.

    ...کشور ما اکنون زیر نام نظام جمهوری اسلامی است، ولی فقیه در رأس آن قرار دارد. این گونه گفته ها ایران را در انظار عالمیان خوار و خفیف می کند. اگر جمهوری اسلامی ایران باید شأن و مقامی داشته باشد، مدعیان علاقه به نظام در هر مقام و هر رده ای، باید احترام آن را خودشان بیش از هرکس دیگر به جا آورند. خارجی ها با دیدن و شنیدن این سخنان و کارها ما را مسخره می کنند. شأن و مقام نظام در نظرشان کاسته می شود. می گویند این چه نظامی است که وزیر امور خارجه اش را در ماموریت کاری سفر به آفریقا و به هنگام مذاکرات رسمی ناگهان بر کنار می کنند و یا یک مداح در این کشور برای سر رئیس دفتر ریاست جمهوری جایزه می گذارد.

    حاجی آقای منصور ارضی! شما در همان نوحه ها و مداحی های خودتان می توانید آنقدر مثالهای گویا بزنید که به گذاشتن جایزه نیازی ندارید، مگر اینجا تگزاس و آریزوناست که جایزه تعیین می کنید؟

    ...حاجی آقای ارضی! اگر قرار باشد، هر کس برای دیگران جایزه بگذارد که او را بکشند و سپس بیایند دیه اش را از وی بگیرند، که سنگ روی سنگ بند نمی شود.

    همچنین بدون مدرک و دلیل، آن شخص را یهودی خوانده اید. این افترای بسیار زننده ای است.ما در ایران یهودی نداریم و پیروان حضرت موسی(ع) را که چند هزار سال است با ما زندگی می کنند، کلیمی و پیروان موسی کلیم ا... می خوانیم. کلیمیانی که ایرانی هستند و به ایرانی بودن خودشان هم افتخار می کنند.

    اما حاجی آقای ارضی! بدانید که اگر روزی خود جنابعالی هم مورد اهانت و تهمت قرار گیرید، من از شما دفاع خواهم کرد. بنابراین چه نیکوست به کار خاص و سازنده خود که در آن سر رشته نیز دارید بپردازید و از سیاسی کاری دوری گزینید و به مردم تهمتهای این چنینی نزنید.

عکس

درباره سایت

  • به وب سایت زیتون نیوز خوش آمدید

آخرین عناوین

عکس

نویسندگان

نظرسنجی

  • عملکرد دولت دکتر حسن روحانی را طی این دوره ریاست جمهوری چگونه ارزیابی می کنید؟

زیتون نیوز

زیتون نیوز اخبار و اطلاعات جالبی را در اختیار کاربران قرار می دهد

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو